| X Close | ||
سؤال: آيا دين اسلام كه 14 قرن قبل در فرهنگ جاهلى ظاهر شده براى جامعه متمدن
امروزى كافى است؟ پاسخ: بلى، زيرا: 1ـ قوانين آن بر فطرت بشري استوار است و فطرت ابدى است. 2ـ قوانين آن بر عقل استوار است. 3ـ براى نيازهاى هر زمان، همتاى پيامبر، امام معصوم معين شده است. (غدير خم و اهل بيت) 4ـ در قرآن تحريف نيست.5ـ راه استخراج احكام و استنباط احكام و اجتهاد شيعى طبق منابع در همه زمانها و براى
هر موضوعى باز است.6ـ مشخصات كسانى كه حق اجتهاد دارند، دقيقا روشن است. قَالَ الْحَسَنُ الْعَسْكرِي(ع):فَأَمَّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ
فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يقَلِّدُوهُ[احتجاج طبرسى، ج2، ص458].بنابراين هرگاه مسئله جديدى به دليل تحولات پيش آيد، مجتهد عادل بىهوس مىتواند طبق قواعد و اصول ثابت براى نيازهاى متغير، وظيفه تعيين كند. 7ـ قرآن همه بشر را مخاطب قرارداده است: يا أَيهَا النَّاسُ و نفرمود:يا أيها العربامتيازات اسلام، صفحه 2بگذريم كه در وقايع تاريخى مخصوص به زمان و مكان، قرآن نيز اصول ثابتى براى همه زمانها دارد. مثلا دليل شكست احد را مىفرمايد: (فشلتم، تنازعتم و عصيتم) اين سه اصل براى همه عصرها و مكانها وجود دارد. 3. پاسخ به چند شبهه دينيسؤال: بعضى گويند: متون دين ساكت و خالى از معانى است و قهرا هر شناختى از دين شخصى است. آيا اين حرف صحيح است؟پاسخ: اين سؤال نيز درست نيست زيرا قرآن تبيان لكل شىء است. تِبْياناً لِكلِّ شَيءٍ[نحل/89]. تِلْك حُدُودُ اللّهِ يبَينُها[بقره/230]. قَدْ تَبَينَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي[بقره/256].قرآنى كه بارها خود را تبيان، بيان، مبين، نور و... مىداند، نمىتوان گفت كتاب ساكتى است و در اختيار هر سليقهاى است. البته ما اين را مىپذيريم كه راهها متعدد است ولى صراط مستقيم يكى بيشتر نيست. مثلا؛ اقامه نماز روشن است لكن سالم ايستاده، اعرج نشسته، بعضى بيماران خوابيده نماز مىخوانند. پيروان اديان ديگر اگر نسبت به اسلام جاهل باشند و به آيين آسمانى خود پاىبند باشند و با اسلام سر لجاجت و درگيرى نداشته باشند، مىتوانند نزد خدا معذور باشند. سؤال: اگر اسلام و ايمان و معرفت فطرى است، چرا به آن بىتوجهند؟پاسخ: 1ـ معناى فطرت توجه دائمى نيست. انسان با اين كه مال و جان و اولاد خود را
به طور فطرى دوست دارد، گاهى همه را فراموش مىكند.نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ[حشر/19].2ـ اسباب مادى انسان را غافل مىكند:فَإِذا رَكبُوا فِي الْفُلْك دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يشْرِكونَ[عنكبوت/65]. 3ـوَ لأَُضِلَّنَّهُمْ وَ لأَُمَنِّينَّهُمْ وَ لآَمُرَنَّهُمْ فَلَيبَتِّكنَّ آذانَ الأَْنْعامِ وَ لآَمُرَنَّهُمْ فَلَيغَيرُنَّ خَلْقَ اللّهِ[نساء/119]. سؤال: چه اشكالى دارد كه همه اديان بر حق باشند (پلوراليسم دينى)؟
پاسخ: عقل حكم مىكند از جامعترين و كاملترين و منطقىترين و فطرىترين دين
پيروى كنيم. قرآن نيز مىگويد:الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ[زمر/18].آيا مىتوان دينى را كه در كتاب تحريف شده آسمانىاش به انبياء تهمت زده[انجيل يوحنا، ج1،
ص112]. و در آن افسانههاى بىپايه مثل كشتى گرفتن حضرت يعقوب با خدا و غلبه او بر خدا[سفر پيدايش، ص43].و سكوت در برابر حاكمان ظالم به بهانه آن كه آنها حاكم و سايه خدا در زمينند[انجيل متى
، باب 38، جمله5].و مسايلى از قبيل تثليث و جسمانى بودن خدا و تناقضات متعدد در متن كتاب مقدس[انيس الاعلام، ج2، ص125]. آمده است، آيا مىتوان اين دين را در كنار دين اسلام گذاشت؟ در قرآن آياتى، پلوراليسم و تكثرگرايى را رد مىكند؟وَ مَنْ يبْتَغِ غَيرَ الإِْسْلامِ دِيناً فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الآْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ[آل عمران/85]. 4. چرا برخي كشورهاي اسلامي عقب مانده اند وكشورهاي غير ديني پيشرفت كرده اند ؟ 1. جواب نقضي 1ـ دينى كه بيشترين سفارش را بر تحصيل، تعقل، كار و تعاون كرده است هرگز مايه عقبماندگى نيست بلكه سبب رشد و پيشرفت است. نگاهى به سابقه تمدن مسلمين داشته باشيد. 2ـ بسيارى از كشورهاى غيراسلامى و غيردينى و سكولار نيز به دليل سلطه استعمار در فقر مطلق يا نسبى هستند. 3ـ در بسيارى از كشورهاى پيشرفته نيز عدالت و رفاه همگانى تحقق نيافته و عده زيادى در فقر و بدبختى هستند. 4ـ بسيارى از دانشمندان غربى و پديد آورندگان تمدن جديد، دينگرا هستند. پس دليل عقبماندگى و دينگريزى چيست؟اما در جهان غرب دين سه مشكل دارد: نه جامع است، نه منطقى است، نه مصونيت از تحريف دارد. 2. جواب حلّياما در كشورهاى اسلامى عوامل ضعف و عقبگرد و ركود صنعتى و سياسى به خاطر آن است كه: 1ـ معناى غلط از مفاهيم مقدس مثلا؛ صبر و زهد و قناعت و توكل و دعا به گونهاى ديگر معنا شد. 2ـ تسلط نظامهاى سياسى فاسد و استبدادى 3ـ هجوم بيگانگان و استعمارگران بر كشورهاي اسلامي 4ـ تفرقه و جنگهاى داخلى از طرف دشمنان بر ممالك اسلاميو در يك كلمه به جاى اسلام ناب، اسلام همراه با خرافات، به جاى رهبرى صحيح، رهبرى فاسد و به جاى وحدت و كار، تنبلى و تفرقه. 5. چه كنيم تا از عقب ماندگي نجات پيدا كنيم؟ 1ـ بالابردن سطح شناخت و بينشهاى دينى در همه ابعاد. 2ـ تقويت روح ايمان، تقوى.امتيازات اسلام، صفحه 3
3ـ همدلى و تعاون. 4ـ از ميان برداشتن نظامهاى فاسد. 5ـ اعتماد به نفس و دورى از خودباختگى. 6ـ دورى از خرافات. 6. عوامل بي تفاوتي نسبت به دين 1. عوامل بيروني تبليغات سوء دشمن و القاى شبهه. 2. عوامل دروني 1. جامعه 1. درگيري هاي سياسيدرگيرى گروهها و جناحهاى سياسى براى كسب قدرت كه نتيجه آنها يأس و نا اميدى جوانان براى رسيدن به خواستههاى مشروع است. 2. اجتماعي ضعف برخى مديران و عمل نكردن بعضى از مبلغان.روشهاى نادرست آموزش دين در كودكى و نوجوانى. 2. خانواده ضعف و سستى بنيانهاى دينى در خانواده. 3. فرد
هواهاى نفسانى.
