جوان
باعرض سلام خدمت شما آیا مرگ سخته ؟آیاما به بهشت می ریم یا به جهنم ؟......و هزار سوالی که باید آدم جوابشو بدونه تا به خدا برسه !در این وبلاگ تا انجای که ممکنه از حرفهای خدا آورده ایم البته بدونه ترجمه که شما برای فهم بیشتر به کتاب خدا مراجعه کنید!یا الله

كارنامه جمهوري اسلامي1. شناخت نهضت اسلامي1. هدف هاي نهضتيك نهضت اسلامى نمى‏تواند از نظر هدف محدود باشد و با به دست آوردن هيج يك از هدف‏هاپايان نمى‏پذيرد، گرچه در هدفها ترتّب است و پله پله.قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):اللَّهُمَّ إِنَّك تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يكنِ الَّذِي كانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَيءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِك[نهج‏البلاغه، خطبه 131].نشانه‏هاى محو شده را احياء كردن، بازگشت به اسلام واقعى، بدعتها را زدودن، اصلاحى در فكرها، روحها و ضمايرقَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِك[نهج‏البلاغه، خطبه 131].تحوّلى بنيادى در اوضاع زندگى خلاق خداقَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):فَيأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِك[نهج‏البلاغه، خطبه 131].اصلاحى در روابط اجتماعى انسانهاقَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِك[نهج‏البلاغه، خطبه 131].تحولى ثمربخش و اسلامى در نظامات مدنى و اجتماعى2. تفاوت هاي نهضتانقلاب اسلامى با انقلاب كبير فرانسه، انقلاب روسيه و... فرقها دارد:ـ بار انقلاب اسلامى تنها به دوش كارگر، استثمار شده، افراد عقده‏دار و محروم، انتقام جويان و زندان‏رفته‏ها و... نيست، هر كس در هر كجا با هر سن و در هر شرائط يكدفعه مى‏جوشد.ـ نهضت اسلامى از نظر روحى به خدا متكى است و از نظر اجتماعى به قدرت مردم، نه وابستگى به شرق و غرب.ـ زيربناى جنبش اسلامى تضادّ طبقات نيست و همه راهها به شكم برنمى گردد. احساس است و وظيفه. هم از سير و هم از گرسنه، براى عدل و هم حق در راه خدا.ـ در تمام انقلابات، رهبر به فكر گرفتن مقام است مگر انقلاب ما.ـ در تمام انقلابات تكيه به ابرقدرتى است كه صدا را در بوق كند و كمك مغزى و مالى و اسلحه‏اى كند مگر انقلاب ما.ـ در انقلاب ما اموال مصادره شده به خزينه دولت نرفت بلكه به نفع مستضعفين ثبت شد.ـ هدف انقلاب ما مادى نبود.3. زمينه هاي فراهم شدن نهضتزمينه‏هايى كه نهضت فراهم مى‏كند تنها شكم نيست، ربودن مال نيست، بلكه چيزهايى است از قبيل:1 ـ چرا قانون ديگرى بر من حكومت كند؟ مگر جز خدا بر من حق حكومت دارد؟2 ـ چرا سرنوشت مرا ديگرى تعيين كند؟ مگر جز خودم بايد در سرنوشتم مؤثر باشم؟3 ـ چرا به جاهليت قبل از اسلام برگردم؟ (ارتجاع)4 ـ چرا طرفدار حق كشته شود؟5 ـ چرا نور چشم بازى و دزدى و تبعيض؟6 ـ چرا برنامه‏هاى خدا تعطيل و چرا راه فساد باز؟7 ـ چرا با كشورهاى اسلامى قطع رابطه و با دشمن اسلام پيوند؟8 ـ چرا عناصر غيرمسلمان بر مسلمانان مسلط باشند و...كوتاه سخن آن كه من آزاد آفريده شده‏ام و خليفه خدا هستم و بايد وابسته به او باشم پس چرا الآن اسيرم و بله قربان‏گوى اين و آنم و از خدا قطع شده‏ام؟4. پشتوانه هاي نهضتهر نهضت اجتماعى بايد پشتوانه‏اى فكرى و فرهنگى داشته باشد وگرنه تلاشگران و مجاهدان مگس‏وار در تار عنكبوت ديگران گرفتار مى‏شوند و در كانال ديگران قرار مى‏گيرند و نتيجه معكوس مى‏گيرند.ـ پشتوانه فكرى نهضت اسلامى بايد هم از متن اسلام باشد و هم غنىّ وگرنه حرف مكاتب ديگران را گرفتن و روكش اسلامى دادن فرهنگ اسلام نيست.ـ نهضت و جنبش اسلامى بايد در صراط مستقيم و در مدار اسلام باشد وگرنه ظلم و كفر و فسق و تعدى از حدود الهى است.نهضت اسلامى يك حقيقت است نه مصلحت، هدف است نه وسيله.5.آفات نهضت اسلاميـ براى نهضت اسلامى آفاتى ممكن است باشد از قبيل: 1 ـ رخنه افكار بيگانه 2 ـ تجدد گرائى افراطى و تحريف و تفسير ناصحيح 3 ـ ناتمام گذاشتن 4 ـ ابهام طرح‏هاى آينده 5 ـ تغيير هدف الهى و مخلصانه به رياست‏طلبى و رياءكارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 26.درمان آفات:اسلام براى جلوگيرى از آفات فوق موضوع اجتهاد و لزوم مراجعه به رواة احاديث بى‏هوى و لزوم امر به معروف و نظارت عمومى و مشورت و مطالعه سيره پيامبر(ص)را امداد قرار داده است. اقبال پاكستانى مى‏گويد: "اجتهاد موتور حركت اسلام است" (با اينكه وى از اهل تسنّن است!!!)7. رهبري نهضترهبر نهضت اسلامى بايد:1 ـ جهان بينى اسلامى داشته باشد: يعنى ديد او نسبت به هستى و مبدأ آن و هدف آن اسلامى باشد.2 ـ ايدئولوژى اسلامى داشته باشد: طرح‏هاى اسلام را (درباره اينكه انسان چگونه باشد، چگونه خود و جامعه را بسازد، چگونه حركت كند، چگونه ادامه دهد، با چه نبرد كند، چه راهى انتخاب كند و بر كدام معيار و...) بداند.8. شعارهاي نهضتشعارهايى كه به جنبش حركت و حيات بيشترى مى‏دهد سعادت بى‏نهايت است، رضاى خدا است، نجات است، حكومت عدل است نه كوبيدن اين و بزرگ كردن آن، گرفتن قدرت از اين طاغوت و دادن به آن طاغوت، قدرت را از سرمايه‏دار بگيريم و به كارگر دهيم، از اين رئيس جمهور بگيريم و به آن دهيم.ـ اسلام به عقل و برهان و استدلال اعتبار مى‏دهد (اساسى‏ترين معتقداتش بر پايه فكر و اجتهاد است (اصول پنجگانه) نه ظنّ و تخمين، نه تعبّد، نه تقليد، نه اوهام و نه...)ـ اسلام قابليت انسان را در تكامل تا مرز نبوت دانسته.ـ اسلام دين علم است.ـ اسلام دين عمل است.ـ اسلام دين جهاد و مبارزه است. (سيد جمال مى‏گفت: عامل انحطاط مسلمين فراموش كردن جهاد است)ـ اسلام دين عزت و عدم قبول ذلت است. نه مجذوب و نه مرعوب.(ناصر الدين شاه پس از برگشت از غرب جورى مجذوب شد كه به صدراعظم گفت ما هرگز به غرب نمي رسيم تو فقط كارى بكن كه تا من زنده هستم صدائى از كسى بلند نشود.)ـ اسلام دين مسئوليت است.9.عوامل شكست نهضت اسلامي1 ـ استبداد حكام2 ـ بى‏خبرى مردم و عقب ماندن آنان از علم و تمدن3 ـ نفوذ عقايد خرافى در انديشه و دور افتادن آن‏ها از اسلام نخستين4 ـ تفرقه به عناوين مذهبى و غيرمذهبى5 ـ نفوذ استعمار غربى10. عوامل پيروزي نهضت1 ـجنبه اعتقادى داشتن:اجر و ثواب و رضاى خدا، سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن (قداست و معنويت سياسى)2 ـسابقه شهادت و شكنجه و مبارزه در تاريخ شيعه:موسى(ع)و فرعون، ابراهيم(ع)و نمرود، حسين(ع)و يزيد، لقب بت‏شكنى دادن و...3 ـمكتب غنى و بارور:وصيت مى‏كند آيه 19 تا 29 سوره توبه را برايم بخوانيد.4 ـابعاد شخصيت و صداقت و... رهبر:فقه، زهد، تقوى، عرفان، شجاعت، بصيرت، پيشگوئى و...5 ـوحدت رهبرى:اعلام همبستگى با فرقه صوفيه، شيخيه، توده، اهل سنّت، روحانى، دانشجو، عشاير و...6 ـ فداكارى مالى و خون و... تا آنجا كه از زلف مى‏گذرد، 3 قرص مسكن و يك شيشه نفت و صف طولانى براى دادن پول به شركت نفت و خون به مجروحان و ملافه رختخواب و وصيت مى‏كند كه ماشينم را بفروشيد كتاب براى محصلين بخريد.[مقاله رضا طوسى در كيهان يكشنبه 1 بهمن 57]7 ـ10 اصل براى پيروزىـ وحدتـ اول از خودمان انتقاد كنيم.كارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 3ـ زود همه نيروها را هدر ندهيم.ـ سهم خدمات همه را در نظر بگيريم.ـ از پيش خود، كارى نكنيم.ـ شايعات را زود نشر ندهيم.ـ تنها از وسائل مشروع و استدلالى استفاده كنيم.ـ بينش عقلى هم به مردم بدهيم.ـ با عوامل يأس مبارزه كنيم.ـ آمادگى براى آينده[مقاله‏هاى مكارم 4 بهمن 57 كيهان]نظريه: هر يك از اين ده اصل را از متون اسلامى بايد استخراج كنيم و بحمدالله قرآن و حديث و تاريخ مملو از اين آثار است.11. سيماي حكومت اسلامي1. در حكومت اسلامى: حق مشاركت مردم، استفاده از صاحب‏ نظران در هر قسمت، نظارت بر فقيه است.2.در حكومت اسلامى: زن نه كالا است نه دكور و در ساختن اجتماع سالم بايد كار كند. البته اگر زن و مرد هر كدام خلاف عفت بروند، با نصيحت و در مقام لجاجت تدريجاً ادب مى‏شوند.3.در حكومت اسلامى: اقليت‏ها در رفاه و از آنان در ساختن جامعه و برطرف كردن نيازها استفاده مى‏شود.4-در حكومت اسلامى: امر به معروف و نهى از منكر (نظارت عمومى و حق انتقاد كه مظهر دموكراسى است) به عنوان وظيفه است.5ـ در حكومت اسلامى سانسور نيست، اما تاكتيك هست و نبايد مسائل ضرورى را كه هدف همه است به خاطر خرده حسابهايى بر هم بزنيم.[دكتر بهشتى در كيهان 4 بهمن 57]6ـ جامعه اسلامى زمينه‏اى است به سوى جامعه توحيدى، و نفى هر قدرت غير خدائى.جامعه توحيدى مى‏گويد: من آزادم، جامعه شرك مى‏گويد: آزادى، كار، مسكن، رفاه، حقوق و... همه را به تو مى‏دهم، اما من مى‏دهم، خوب مى‏دهد، دولت يا رئيس دولت اعطاء مى‏كند. گويا شخص خودم هم هيچ هستيم و ديگران همه چيز و آنان بايد به من بدهند، قانون براى من وضع مى‏كنند، از من طرفدارى مى‏كنند، دفاع مى‏كنند، زندانى مرا آزاد و قلم و بيانم را آزاد مى‏كنند.به نظر اسلام اگر همه اينها را به من بدهند باز جامعه شرك است چون آنها داده‏اند.دادنى، پس‏گرفتنى است، دادنى قلدرپرورى است، دادن او مرا نابود مي كند و ناديده مى‏گيرد.7 ـ قاطعيت رهبر (به عنوان مرجع تقليد) بدون هيچ تحريك و اجبارى قرنها در بين شيعه است.8 ـ سنگينى نهضت ايران را معمولاً دانشجو، روحانى، بازارى، ادارى به دوش مى‏كشد و طبقه دهقان و كشاورز كم كم و بعداً آنها هم كم و بيش ملحق شدند. تفسير اين نوع نهضت از ديد ماركسيسم چيست؟9 ـ در حكومت اسلامى (به خلاف نظام شرق و غرب) آزادى انسان به خاطر اقتصاد، محدود نيست راستى اگر گربه‏اى را در قفس كرده و همه چيز آن را تأمين كنند راضى است؟! ابداً، او آزادى مى‏خواهد نه غذاى خوب و زياد. اين بچه‏هاى قنداق هستند كه هر چه به دستش مى‏آيد به دهن مى‏گذارد و ما هم براى همه چيز تفسير اقتصادى مي كنيم. راستى در نهضت امام خمينى كسانى در شركت نفت با حقوق ماهى 20000 تومان ، چه تجارتى و چه سرمايه‏هايى و چه خون‏هايى و چه اعتصاباتى و چه جراحت‏هايى و چه مقام‏هايى استعفاء داده‏اند.آيا همه و همه ريشه اقتصادى داشته؟!! همه بر خلاف اقتصاد گام برداشتند و از زندگى‏هاى مرفّه دست كشيده‏اند.2. اصول اساسي نهضت اسلامي1. اصول اخلاقي1. مساواتقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ النَّاسَ مِنْ عَهْدِ آدَمَ إِلَى يوْمِنَا هَذَا مِثْلُ أَسْنَانِ الْمُشْطِ[اختصاص مفيد، ص341].قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لَا فَضْلَ لِلْعَرَبِي عَلَى الْعَجَمِي وَ لَا لِلْأَحْمَرِ عَلَى الْأَسْوَدِ إِلَّا بِالتَّقْوَى[اختصاص مفيد، ص341].قال الرضا(ع):من سلم على فقير خلاف سلامه على غنى...قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):مَنْ أَتَى غَنِياً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ[نهج‏البلاغه، حكمت 228].2. عدالتلا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ[بقره/279].لا تَأْخُذْكمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّهِ[نور/2].فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي[حجرات/9].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كونُوا قَوّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكمْ أَوِ الْوالِدَينِ وَ الأَْقْرَبِينَ[نساء/135].كارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 4يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كونُوا قَوّامِينَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يجْرِمَنَّكمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ[مائده/8].لِيقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ[حديد/25].فَمَنِ اعْتَدى عَلَيكمْ فَاعْتَدُوا عَلَيهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيكمْ[بقره/194].ده دستور جالب و عمومى:أَوْفُوا الْكيلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ لا نُكلِّفُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِكمْ وَصّاكمْ بِهِ لَعَلَّكمْ تَذَكرُونَ[انعام/152].3. استقلاللِئَلاّ يكونَ لِلنّاسِ عَلَيكمْ حُجَّةٌ[بقره/150].فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ[فتح/29].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ[ممتحنه/1].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكمْ لا يأْلُونَكمْ خَبالاً[آل عمران/118].قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ عُدَّ مِنْهُمْ[دعائم‏الإسلام، ج2، ص513].قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ[قرب‏الإسناد، ص55].لَنْ يجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُومِنِينَ سَبِيلاً[نساء/141].ـ پيامبر(ص)تكيه به ديوار يهودى نمى‏دهد.ـ پيامبر(ص)كمك نظامى از يهود نمى‏پذيرد.ـ استفاده از غرب غير از غربزدگى است.ـ پيامبر(ص)10 نفر را براى روش تعليم نزد بيگانگان فرستاد.ـ شيخ فضل الله نورى هنگام پيشنهاد پناهندگى به سفارت انگليس فرمود: "مگر يك مسلمان به يك بيگانه پناهنده مى‏شود."2. اصول سياسيقطع رابطه با دشمنانالَّذِينَ يتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُومِنِينَ أَ يبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً[نساء/139].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُومِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلّهِ عَلَيكمْ سُلْطاناً مُبِيناً[نساء/144].اين عمل قانون شكنى و شرك است و دليل روشنى بر ضد خود در پيشگاه پروردگار.[نمونه، ج 4، ص 180]يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يتَوَلَّهُمْ مِنْكمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لا يهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمِينَ[مائده/51].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكتابَ مِنْ قَبْلِكمْ وَ الْكفّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنْ كنْتُمْ مُومِنِينَ[مائده/57].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ[ممتحنه/1].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّهُ عَلَيهِمْ قَدْ يئِسُوا مِنَ الآْخِرَةِ كما يئِسَ الْكفّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ[ممتحنه/13].(ضعف فكرى)يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكمْ لا يأْلُونَكمْ خَبالاً[آل عمران/118].وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكبَرُ[آل عمران/118].3.اصول اجتماعي1. طرفداري مستضغفينوَ ما لَكمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْك وَلِيا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْك نَصِيراً[نساء/75].از آيه فوق استفاده مى‏شود كه:1 ـ ضعيف نيستند، مستضعف هستند به خاطر ستم‏ها و خفقان تضعيف گرديده‏اند خواه از نظر فكرى، اخلاقى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى2 ـ آيه استمداد از عواطف انسانى است علاوه بر حكم الهى3 ـ هدف جهاد اسلامى آزادى دادن است و مظلوم‏يابى نه تحميل عقيده و سياست و بازار مصرف و...4 ـ براى نجات از استضعاف دو چيز لازم است:الف: ولىّب: نصيركارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 55 ـ مكه، شهر مقدس و زادگاه پيامبر ولى اكنون كه خفقان است بايد از آنجا هجرت كرد[نمونه، 4، ص 9]2. تعاونلا يجْرِمَنَّكمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الإِْثْمِ وَ الْعُدْوانِ[مائده/2].جَرم بر وزن گرم: قطع كردن ميوه نامناسب از درخت است و به وادار كردن به كار نامناسب نيز اطلاق مى‏شود.اى يحملنّكماين آيه گرچه در مورد مسجد الحرام است ولى يك قانون كلى است كه مسلمان نبايد كينه‏توز باشد.[نمونه، ؟؟؟، ص 252]3. عدلوَ إِذا حَكمْتُمْ بَينَ النّاسِ أَنْ تَحْكمُوا بِالْعَدْلِ[نساء/58].امانت و عدالت دو اصل اساسى در جامعه اسلامى است:إِنَّ اللّهَ يأْمُرُكمْ أَنْ تُودُّوا الأَْماناتِ إِلى أَهْلِها[نساء/58].روز فتح مكه پيامبر(ص)كليد كعبه را از عثمان بن طلحه گرفت و بتها را كوبيد. عباس، عموى پيامبر(ص)تقاضا كرد كه9 كليد را به او بدهد، آيه نازل شد و پيامبر(ص)كليد را به همان عثمان داد.[نمونه، ج 3، ص 429]فرزندان، مقامها، خود ما، علوم و اسرار و... همه اماناتى هستند كه بايد به اهلش داده شود.دو كودك، دو خط نوشتند و به نزد امام حسن(ع)آوردند كه كدام بهتر است. على(ع)كه شاهد بود به امام حسن(ع)فرمود:يا بنىّ انظر كيف تحكم فان هذا حكم و الله سئلك يوم القيامة4. وحدتوَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا[آل عمران/103
?فيلسوف | 1388/1/22 |  پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر