جوان
باعرض سلام خدمت شما آیا مرگ سخته ؟آیاما به بهشت می ریم یا به جهنم ؟......و هزار سوالی که باید آدم جوابشو بدونه تا به خدا برسه !در این وبلاگ تا انجای که ممکنه از حرفهای خدا آورده ایم البته بدونه ترجمه که شما برای فهم بیشتر به کتاب خدا مراجعه کنید!یا الله

نحوه تأمين بودجه هاي دفاعي در اسلامآنچنانكه از كتب سيره و تاريخ و حديث استفاده مى‏شود، در صدر اسلام هزينه‏هاى مالى مورد احتياج و از آن جمله هزينه جنگ‏ها به غير از آنچه كه از مال شخصى پيامبر(ص)هزينه مى‏شد، از طرق ذيل تأمين مى‏گرديد:1 ـپرداخت‏هاى ويژه جهاد و دفاعاساساً بيشتر هزينه‏هاى مالى در ابتدا پا پرداخت‏هاى ويژه جهادى و دفاعى كه به طور وجوب يا استحباب از طرف افراد پرداخت مى‏شد تأمين مى‏گرديد. چون هر كس براى نبرد خارج مى‏شد، مى‏بايست ساز و برگ نظامى متناسب آن زمان را با خود ببرد و همه به اندازه توانائى خود به طور فردى يا جمعى در اين مورد كوشش مى‏نمودند.خداوند متعال در مورد جهاد مالى و بدنى پيامبر(ص)و مؤمنين مى‏فرمايد:لكنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِك لَهُمُ الْخَيراتُ وَ أُولئِك هُمُ الْمُفْلِحُونَ[توبه/88].و در آيه ديگر خداوند همزمان صريح امر به جهاد مالى و بدنى مى‏فرمايد:انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكمْ وَ أَنْفُسِكمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذلِكمْ خَيرٌ لَكمْ إِنْ كنْتُمْ تَعْلَمُونَ[توبه/41].عده‏اى نيز كه قدرت مالى نداشتند، افراد ديگرى كه داراى تمكن مالى بيشتر بودند، آنان را تجهيز كرده و توشه راه و نبرد براى آنان مهيا مى‏ساختند. البته گاه اتفاق مى‏افتاد كه افراد براى حضور در نبرد آماده بودند اما كسى آنان را تجهيز نكرده و پيامبر(ص)نيز چيزى در اختيار نداشتند كه آنان را تجهيز كنند.خداوند متعال در مورد معذور بودن چنين افرادى مى‏فرمايد:وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْك لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكمْ عَلَيهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْينُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّ يجِدُوا ما ينْفِقُونَ[توبه/92].كارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 12البته اين بدان معنى نبود كه زاد و توشه نبرد هم اكنون، بدون هيچ مقدمه‏اى بايد در اختيار آنان باشد و اگر بالفعل ساز و برگ نظامى نداشتند معذور باشند، بلكه مقصود آن است كه وقتى جهاد به ويژه جهاد دفاعى واجب شد بايد كسانى كه تمكن مالى دارند ساز و برگ نظامى را نيز آماده كنند و فقط در صورتى كه بالكل قدرت مالى بر زاد و توشه نداشتند و كسى هم مجاناً در اختيار آنان قرار نمى‏داد، از حضور در نبرد معذور بودند.بدين جهت خداوند در مذمت متخلفين از نبرد در غزوه تبوك كه به نداشتن استطاعت، عذر مى‏آوردند مى‏فرمايد:وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لأََعَدُّوا لَهُ عُدَّةً[توبه/46].بنابراين مى‏توان گفت، اوّلى‏ترين و اصلى‏ترين منبع هزينه‏هاى لشكريان اسلام چه از نظر معاش خود و خانواده‏هاى خود و چه از نظر ساز و برگ نظامى مستقيماً بر عهده مسلمانان بود كه به تعبير قرآن كريم پيغمبر(ص)و مؤمنين به حضرت، در راه خدا هم به جان و هم به مال جهاد مى‏نمودند.2 ـغنائم:غنائم كه در نبردها به دست مى‏آمد نيز يكى از منابع تأمين هزينه‏هاى نظامى بود كه از آن به عنوان جائزه و جُعل براى انجام دادن بعضى از كارها استفاده مى‏شد و همچنين 54 درصد از غنائم منقول به ملكيت مجاهدين در مى‏آمد كه بالطبع در نبردهاى بعد از آن استفاده مى‏شد و چون اسب در نبردهاى آن زمان نقش بسيار حساسى را ايفا مى‏نمود مجاهدين اسب سوار دو سهم به آنان تعلق مى‏گرفت.چنانكه نقل مى‏شود، پيامبر(ص)در مورد غنائم خيبر چنين تقسيم كردند، يعنى يك سهم به پياده نظام و دو سهم به سواره نظام عطا نمودند.عن مجمع بن جاريه: "ان رسول الله (ص) قسم خيبر على أهل الحديبيه فأعطى الفارس سهمين و الراجل سهماً"[سنن بيهقى، ج 6، ص 325]ـ اكثر عامه معتقدند به رزمنده اسب‏سوار سه سهم داده مى‏شود.خمس غنائم نيز در اختيار پيامبر(ص)قرار مى‏گرفت كه حضرت به مصارفش مى‏رساندند و احياناً اگر در نبردهاى بعدى مورد نياز بود حضرت مى‏توانستند از آن استفاده كنند. همچنين صفايايى را كه به عنوان اشياء ممتاز، حضرت مى‏توانستند از آن براى خود برگزينند مثل اسب نجيب يا شمشير برنده و غير اينها ممكن بود در نبردهاى بعد مورد استفاده قرار گيرد.بعداً از احكام زمين‏هاى غنيمتى كه همه يا 54 درصد آن به ملك مسلمين در مى‏آيد و به عنوان اراضى خراجيه شناخته مى‏شود سخن خواهيم گفت.3 ـ در بعض موارد پاره‏اى از تجهيزات و سلاح‏ها به عنوان عاريه از افراد گرفته مى‏شد. چنانكه وقتى پيامبر(ص)براى نبرد هوازن آماده مى‏شدند به حضرت عرض شد، نزد صفوان بن اميه ـ كه هنوز مشرك بود ولى از حضرت امان گرفته بود ـ زره و سلاح زيادى است.حضرت به دنبال او فرستادند و فرمودند: "سلاحت را به ما عاريه بده تا با دشمن خود بجنگيم." عرض كرد: "آيا به زور و قهر بايد بدهم؟" فرمودند: "بلكه به عنوان عاريه مضمونه". صفوان قبول نمود و 100 زره به حضرت داد.[سيره ابن هشام مجلد دوم ص 440، تاريخ يعقوبى، ج2، ص 16 و الاستيعاب]. بعضى مقدار زره را كمتر و يا بيشتر نوشته‏اند به تنقيح المقال و تاريخ ابن خلدون، ج 2، ص 42 مراجعه شود.همچنين در بحث جزيه خواهد آمد كه پيامبر(ص)بر عده‏اى از كفار ذمى شرط نمودند كه در موقعيت خاصّى مقدارى تجهيزات به عنوان عاريه مضمونه تحويل دهند. اما احتمالاً قرض، در صدر اسلام براى چنين مواردى استفاده مى‏شده است، ولى به طور دقيق نتوانستم چيزى از آن به دست آورم.4 ـجزيه:يكى ديگر از منابع مالى كه در صدر اسلام مى‏توانست در تأمين و تجهيز ارتش اسلام به كار رود، جزيه بود. خداوند متعال مى‏فرمايد:قاتِلُوا الَّذِينَ لا يومِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْيوْمِ الآْخِرِ وَ لا يحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكتابَ حَتّى يعْطُوا الْجِزْيةَ عَنْ يدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ[توبه/29]."نبرد كنيد با كسانى كه ايمان به خدا و روز جزا نمى آورند و حرام نمى‏دانند آنچه را خداوند و رسول او تحريم نموده است، و متدين نمى‏شوند به دين حق از كسانى كه اهل كتابند (يهود و نصارى و ملحق به آنان مجوس) تا اينكه جزيه بپردازند به دست خود در حالى كه آنان كوچكند."اين ماليات سرانه كه بر اساس مصالح مورد نظر حاكم شرع و رعايت حال پرداخت‏كنندگان وضع مى‏شود، به بيت المال واريز مى‏گردد و در نتيجه همچون سائر درآمدهاى بيت المال يكى از مهمترين مصارف آن، تأمين هزينه‏هاى مختلف سپاهيان اسلام خواهد بود. بلكه چنانكه از بعض روايات و فتاوى ظاهر مى‏شود، جزيه در اصل، درآمد مخصوص سپاهيان و مجاهدين بود. علامه حلى(رحِمَه الله)در تذكره مى‏فرمايد:مصرف الجزية هو مصرف الغنيمة سواء لأنه مال أخذ بالقهر و الغلبة فكان مصرفه المجاهدين كغنيمة دار الحرب[ج 1، ص 442]شهيد اول(ره)در دروس مى‏فرمايد كه مورد مصرف جزيه، لشكر مجاهدين مى‏باشد.[به نقل جواهر، ج 21، ص 262]مى‏توان همين مطلب را از روايت امام صادق(ع)استفاده نمود.قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّمَا الْجِزْيةُ عَطَاءُ الْمُهَاجِرِينَ وَ الصَّدَقَةُ لِأَهْلِهَا الَّذِينَ سَمَّى اللَّهُ فِي كتَابِهِ وَ لَيسَ لَهُمْ مِنَ الْجِزْيةِ شَيءٌ[كافى، ج3، ص568].اينكه اين روايت، مصرف جزيه را خصوص مهاجرين مى‏داند (البته در روايت مقنعه از امام صادق(ع)و دعائم از امام باقر(ع)عطاء المجاهدين آمده است كه دلالتش بر مطلب واضح‏تر است) بدين جهت است كه ظاهراً از مهاجرين هر كس توانائى بر جهاد داشته است، هميشه آماده براى نبرد بوده است و به تعبير ديگر نوعاً مهاجرين به عنوان يك نظامى شناخته مى‏شدند و داراى شغل ديگرى نبودند و بر حسب قاعده ظاهراً اگر كسى غير از مهاجرين نيز داراي اين خصوصيت مى‏بود با آنان نيز در مصرف جزيه شريك بود.علامه حلى(ره)در منتهى مى‏فرمايد:الغزاة على ضربين المطوّعة و هم الّذين اذا نشطوا غزوا و اذا لم ينشطوا اشتغلوا بمعائشهم و اكتسابهم... و الثانى هم الذين ارصدوا أنفسهم للجهاد..[منتهى، ج 2، ص 958]نظير اين مطلب را در خصوص اعراب باديه‏نشين از صحيحه هشام بن سالم مى‏توان استفاده نمود.هشام بن سالم مى‏گويد: از امام صادق(ع)پرسيدم: "آيا بر اعراب باديه‏نشين جهاد واجب است؟"كارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 13فرمود:لَا إِلَّا أَنْ يخَافَ عَلَى الْإِسْلَامِ فَيسْتَعَانَ بِهِمْ قُلْتُ فَلَهُمْ مِنَ الْجِزْيةِ شَيءٌ قَالَ لَا[كافى، ج5، ص45].بنابراين با وجود اينكه جهاد بر هر مكلفى (بغير افراد استثناء شده) واجب است، اما وجوب آن كفائى است كه با اقدام افرادى به اندازه كفايت از ديگران ساقط مى‏شود و درآمد جزيه بر طبق آنچه گذشت، به كسانى تعلق مى‏گيرد كه خود را براى جهاد مهيا نموده باشند و جزء مجاهدين شمرده شوند.حكم جزيه در زمان خود پيامبر(ص)عملى شد و بنا به گفته مورخين، حضرت(ص)با عده‏اى از كفار مثل يهود تيماء و مسيحى‏هاى اطراف تبوك و زردشتى‏هاى هجر قرارداد ذمّه منعقد نمودند.گاه در ضمن عقد جزيه شرطى قرار داده مى‏شد كه اهل ذمّه افرادى از مسلمين را كه از سرزمين آنها مى‏گذشتند بايد ضيافت نمايند كه لامحالة شامل لشكريان نيز مى‏شد.محقق در شرايع مى‏فرمايد:يجوز أن يشترط عليهم مضافا الى الجزية ضيافة مارّة العساكر[جواهر، ج 21، ص 253]"جايز است شرط شود بر اهل ذمه اضافه بر جزيه مهمانى نمودن لشكريان اسلام كه از آنجا عبور مى‏كنند."چنانكه در منتهى علامه(ره)نقل مى‏كند پيامبر اكرم(ص)لازم نمود بر نصارى ايله (اطراف تبوك) كلاً 300 دينار جزيه و نيز شرط نمود هر كس از مسلمانان از آنجا عبور كند او را سه روز مهمانى كنند. و بر نصارى نجران مهمانى نمودن پيغام‏رسانان حضرت را تا بيست روز شرط نمود و علاوه شرط نمود اگر در يمن حادثه‏اى پيش آمد، شما ملزميد كه سى اسب و سى شتر و سى زره به طور عاريه مضمونه واگذار كنيد. و به غير از جزيه اگر به مصالحه، مالى از كفار گرفته شود بنا به آنچه شيخ طوسى در خلاف فرموده است، مختص به جنگجويان مى‏باشد چون در حكم جزيه است. اما اگر ماليات ديگرى از آنان گرفته شود، بايد در مصالح مسلمين صرف شود[خلاف، ج 2، ص 344]و از بيت المال است. گرچه مصرف نمودن براى رزمندگان يكى از موارد آن است ولى مختص به رزمندگان نمى‏باشد.5 ـخراج:يكى ديگر از منابع مهمى كه در صدر اسلام براى تأمين نيازهاى جنگى از آن استفاده مى‏شد خراج است. مقصود از خراج ماليات ويژه‏اى است كه از زمين‏هاى مخصوصى گرفته مى‏شود. بعداً درباره چنين زمين‏هائى توضيح خواهيم داد.اين ماليات كه گاه به صورت مال الاجارة و گاهى به نسبت درآمد گرفته مى‏شود از مهمترين درآمدهايى بود كه در صدر اسلام از آن براى امور عام المنفعه و به ويژه تأمين هزينه‏هاى نظامى از آن استفاده مى‏شد.مقدس اردبيلى عليه الرحمة درباره زمين‏هاى خراجى مى‏فرمايد:هذه الأرض للمسلمين قاطبة فيكون حاصلها لهم و أمرها الى الامام (ع) و يصرف حاصلها فى مصالح المسلمين فى المساجد و القناطر و القضاة و الأئمة و المؤذّنين و سدّ الثُّغور و الغزاة و غيرها[كلمات المحققين، ص 315]زمين‏هائى كه ملك عموم مسلمين مى‏گردد و خراج بر آن بسته مى‏شود بايد داراى سه شرط ذيل باشد:1 ـ زمين به وسيله حمله نظامى به تصرف لشكريان اسلام درآمده باشد.2 ـ اين فتح و تصرف به اذن امامعليه السلامباشد (اذن خاص يا عام) و اگر بدون اذن امام نبردى صورت گرفت، غنائم از انفال است و مال امام(ع)مى‏باشد.[محقق العراقى در شرح تبصرة المتعلمين، ج 3، ص 229]مى‏گويد: "در كفايت اذن فقيه در اجراء حكم نبرد به اذن امام و ترتيب آثار جهاد صحيح بر اذن فقيه اشكال است... بلى هيچگونه اشكالى در وجوب دفاع (از مسلمين) نيست و لكن وجوب دفاع منافات ندارد با اينكه آنچه از زمين از آنان گرفته شود از انفال باشد..."3 ـ اين زمينى كه به اذن امام فتح شد، هنگام فتح، آباد باشد ولى اگر موات بود از انفال است و مال امام(ع)مى‏باشد.تنها با اين سه شرط است كه زمين به ملكيت مسلمين درمى‏آيد و زمين خراجى محسوب مى‏گردد.امر خراج نيز بر اساس تواريخ و احاديث در زمان رسول الله(ص)اجراء شد و از جمله زمين‏هايى كه در آن زمان از اراضى خراجيه محسوب گرديد و از آن ماليات اخذ مى‏شد، زمين‏هاى خيبر بود.بزنطى در روايت صحيح خود از امام رضا(ع)چنين نقل مى‏كند:وَ مَا أُخِذَ بِالسَّيفِ فَذَلِك إِلَى الْإِمَامِ يقَبِّلُهُ بِالَّذِي يرَى كمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِخَيبَرَ[كافى، ج3، ص512]."... زمين‏هايى كه با نبرد گرفته شده امور آن با امام است كه زمين‏ها را طبق مصالح مورد نظرش به افراد بر اساس قرارداد واگذار مى‏كند، آنچنانكه رسول خدا(ص)در مورد اراضى خيبر انجام داد." تعجب است با وجود چنين رواياتى بعضى نظام خراجى را فقط اسم براى ماليات اراضى مى‏دانند كه به طور مقطوع و مثل مال الاجارة از طرف اخذ مى‏شود و نظام خراجى را شامل مقاسمه كه به طور نسبت، محصول بين عامل و مسلمين تقسيم مى‏شود نمى‏دانند و با مستشرقين در اين مورد موافقت مى‏كنند كه مسلمين قبل از فتح ايران با نظام خراجى آشنائى نداشتند در صورتى كه خراج معنائى اعم دارد و اينكه پيغمبر(ص)نرخ مقطوع تعيين نفرموده چون نسبت با عدالت سازگارتر بود و گرنه جزيه با نرخ مقطوع بود.اجاره اراضى خراجيه در صدر اسلام و تا مدتها بعد، درآمد بزرگى براى بيت المال مسلمين بود. حضرت على(ع)در نامه خود به مالك اشتر(رحِمَه الله)چنين مى‏نويسيد:تَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا يصْلِحُ أَهْلَهُ فَإِنَّ فِي صَلَاحِهِ وَ صَلَاحِهِمْ صَلَاحاً لِمَنْ سِوَاهُمْ وَ لَا صَلَاحَ لِمَنْ سِوَاهُمْ إِلَّا بِهِمْ لِأَنَّ النَّاسَ كلَّهُمْ عِيالٌ عَلَى الْخَرَاجِ وَ أَهْلِهِ[نهج‏البلاغه، نامه 53]."رسيدگى كن امر خراج را به آنچه موجب بهبود اهل خراج مى‏شود همانا در بهبودى خراج و بهبودى اهل آن، بهبودى براى غير آنان مى‏باشد و صلاح براى ديگران نيست مگر به واسطه آنان، چون مردم همه وابسته به خراج و اهل آن مى‏باشند."و چون يكى از مهمترين مصارف خراج هزينه‏هاى نظامى مى‏باشد پس خراج نيز از منابع تأمين نيازهاى جنگى جهاد و دفاع است.أميرالمؤمنين على(ع)مى‏فرمايد:لَا قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلَّا بِمَا يخْرِجُ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِي يقْوَوْنَ بِهِ عَلَى جِهَادِ عَدُوِّهِمْ وَ يعْتَمِدُونَ عَلَيهِ فِيمَا يصْلِحُهُمْ وَ يكونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِمْ[نهج‏البلاغه، نامه 53].كارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 14".. استوارى براى لشكريان ما نيست مگر به خراجى كه خداوند براى آنها قرار داده است كه با آن براى جهاد با دشمنشان نيرو مى‏گيرند و براى اصلاح امورخود بر آن اعتماد مى‏كنند و خلاصه پشتوانه نيازهايشان مى‏باشد..."6 ـانفال:از منابع درآمد ديگرى كه مى‏توانست در هزينه‏هاى نظامى از آن استفاده شود، انفال است. چون انفال ملك رسول الله(ص)و پس از آن ملك امام(ع)است كه هر طور صلاح مى‏دانند در آن تصرف كرده و از درآمدهاى آن هزينه‏هاى مورد نظر خود را كه از مهمترين آن نبرد با دشمنان اسلام است، تأمين نمايند.مهمترين آنچه از انفال شمرده شده بدين قرار است.1 ـ آنچه بدون جنگ از كفار به دست آيد مثل اينكه كفار از محل خود كوچ كنند و اموال آنان در اختيار مسلمين قرار گيرد يا اينكه بدون جنگ تسليم لشكريان اسلام شوند.2 ـ زمين‏هاى مواتى كه قابل انتفاع نيست مگر به اصلاح كردن و آباد نمودن و نيز زمين‏هاى بدون صاحب گرچه بالفعل قابل انتفاع باشد.3 ـ كناره‏هاى درياها و رودها4 ـ قله كوه‏ها با آنچه از گياه و درخت و سنگ و غير آن در آنجا وجود دارد و بطن وادى‏ها و زمين‏هايى كه جنگل و نيزار است.5 ـ غنائم به دست آمده بدون اذن امام.6 ـ معادنى كه ملك شخصى نباشد به واسطه تبعيت از زمين يا احياء7 ـ ارث كسى كه وارث ندارد.و بنا به بعض از نظريه‏ها ملاك و معيار در اينكه چيزى از انفال باشد اين است كه از اموال غير متعلق به اشخاص باشد و از اين روشن مى‏شود كه جو نيز از نظر داشتن راههاى هوايى در اختيار امام است و مى‏توان آن را از انفال شمرد و همچنين رودها و نهرهاى بزرگ و بلكه آبهايى كه در زيرزمين مى‏باشند..." ++ كتاب الخمس آية الله منتظرى اين حكم نيز در زمان پيامبر(ص)عملى شد و انفال زيادى در اختيار پيامبر(ص)قرار گرفت كه بالطبع يكى از مصارف عمده آن مي توانست تأمين هزينه‏هاى نظامى بوده باشد.خداوند متعال در اول سوره انفال مى‏فرمايد:يسْئَلُونَك عَنِ الأَْنْفالِ قُلِ الأَْنْفالُ لِلّهِ وَ الرَّسُولِ[انفال/1].7 ـزكات:از منابع ديگرى كه مى‏توان از آن در جهاد و دفاع استفاده نمود، زكات مى‏باشد.خداوند متعال مى‏فرمايد:إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيها وَ الْمُولَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَلِيمٌ حَكيمٌ[توبه/60]."همانا صدقات (زكات) براى فقراء و مساكين و كاركنان جمع‏آورى آن و دل به دست آورده شدگان (براى رغبت به اسلام) و در (آزادى) بندگان و قرض‏داران و در راه خدا و راه‏ماندگان مى‏باشد (در حاليكه) فريضه‏اى است از جانب خداوند و خداوند دانا و حكيم است."طبق اين آيه شريفه، سبيل الله، يكى از مصارف هشتگانه زكات مى‏باشد و مقصود از آن يا جهاد است و يا هر كار خيرى كه جهاد نيز از مصاديق اعلاى آن مى‏باشد. چنانكه در تفسير سبيل الله از امام صادق(ع)آمده است.وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَوْمٌ يخْرُجُونَ فِي الْجِهَادِ وَ لَيسَ عِنْدَهُمْ مَا يتَقَوَّوْنَ بِهِ أَوْ قَوْمٌ مِنَ الْمُومِنِينَ لَيسَ عِنْدَهُمْ مَا يحُجُّونَ بِهِ أَوْ فِي جَمِيعِ سُبُلِ الْخَيرِ[تهذيب‏الأحكام، ج4، ص49]."سبيل الله، گروهى هستند كه براى جهاد خارج مى‏شوند و داراى مالى نمى‏باشند كه هزينه كنند... و در همه راههاى خير..."منابع زكات، غلات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش) و دام‏هاى سه‏گانه (گوسفند، گاو و شتر) و نقدين (پول طلا و نقره) مى‏باشد كه در نصاب مخصوص و شرائط ويژه‏اى بايد مقدارى از آنها با قيمتش را به عنوان زكات پرداخت.به كارگيرى درآمدهاى زكات توسط پيامبر(ص)روشن است.8 ـخمس:علاوه بر خمس غنائم جنگى (كه در اختيار پيامبر(ص)قرار مى‏گرفت و سه سهم آن ملك ايشان بود و در نتيجه براى تأمين هزينه‏هاى جنگى مي توانستند از آن استفاده كنند) خمس داراى منابع ديگرى نيز هست كه حداقل از بعض آنها در زمان پيامبر(ص)خمس گرفته مى‏شده است و در نتيجه در هزينه‏هاى جنگى مى‏توانست از آن استفاده شود.به طور كلى منابع خمس هفت چيز است:1 ـ غنائمى كه در جنگ با كفار حربى به اذن امام به دست آيد2 ـ معادن3 ـ گنج4 ـ اشياء قيمتى كه در غوص بدست آيد.5 ـ مال حلال آميخته به حرام6 ـ زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد.كارنامه جمهوري اسلامي، صفحه 157 ـ درآمد مازاد بر هزينه3. نحوه تأمين بودجه هاي نظام در اين زمانآنچه گذشت ترسيمى اجمالى از منابع اصلى تأمين هزينه‏هاى نظامى در صدر اسلام بود. البته بعضى در دوران رسول الله(ص)نقش بيشترى داشت همچون كمك‏هايى كه مسلمانان از مال شخصى خود در راه جهاد هزينه مى‏نمودند يا غنائم؛ و بعضى در دوران حضرت على(ع)نقش قوى‏تر داشت همچون خراج.اكنون با روشن شدن مطالب گذشته بايد ببينيم در حال حاضر از چه منابعى مى‏توان بودجه‏هاى نظامى را تأمين نمود. از آنجا كه احكام اسلام ابدى است و هر موقع موضوع قوانين اسلام محقق شود حكم آن هم همراه آن وجود دارد، در تأمين بودجه‏هاى نظامى نيز حكم اين چنين است و هر كدام از منابع فوق الذكر اگر محقق شد مى‏توان از آن براى تأمين هزينه‏هاى نظامى استفاده نمود، هر چند ممكن است بعض از منابع در بعض زمانها يا مكانها داراى درآمد ضعيفى باشد يا اصلاً وجود نداشته باشد. چنانكه اين مطلب از مقايسه زمان حضرت رسول(ص)و زمان حضرت على(ع)به دست مى‏آيد. در نتيجه وقتى بعض منابع ضعيف بود يا وجود نداشت بايد از منابع ديگر كه موجود است بيشتر استفاده نمود.علاوه بر منابع فوق الذكر در زمان حاضر دولتها دو روش ديگر را به طور فعال براى تأمين بودجه خود از جمله بودجه‏هاى جنگى به كار مى‏برند كه آن دو روش نيز از نظر قواعد كلى اسلام موجه است.[رجوع شود به مقدمه‏اى بر نظام مالياتى و بودجه در اسلام، بحث بهاى خدمات و بحث نشر پول]اين دو روش بدين قرار است:1 ـ بهاى خدمات يا كالاهابدين معنى كه دولت مى‏تواند در مقابل اكثر خدماتى كه انجام مى‏دهد از قبيل آموزش، بهداشت، احداث راه‏هاى جديد، ثبت اسناد و املاك و... بهاى آنها را به طورى كه داراى سود هم باشد دريافت كند و هيچ لزومى ندارد اين خدمات يا كالاهايى كه در اختيار دولت است به همه به قيمت ارزان يا بدون سود ارائه شود. براى دريافت بهاى انواع خدمات، روش‏هاى مختلفى وجود دارد كه در جاى خود بيان شده است.بنابراين درآمدى كه از بهاى اين چنين خدمات و كالاها به دست مى‏آيد مى‏تواند بسيارى از نيازهاى مالى از جمله نيازهاى مالى جنگ را نيز تأمين نمايد.در صورتى كه كالاهايى كه بهاى آن توسط دولت دريافت مى‏شود از منابع انفال به دست آيد مى‏توان آن را به يك معنى درآمدهاى ناشى از انفال شمرد. زيرا چنان كه بعداً ذكر خواهيم كرد، گرچه استفاده از انفال در زمان غيبت امام بدون پرداخت بهاء جايز است اما اين موجب محروميت دولت و حكومت از استفاده از انفال نمى‏باشد بلكه به جهاتى دولت در استفاده از انفال اولويت دارد.البته دولت اسلامى با وجود دريافت بهاى خدمات و كالاها از افراد، روشى برمى‏گزيند كه فقراء و بيچارگانى كه قدرت پرداخت بهاى اين خدمات را ندارند از استفاده از آن محروم نشوند.2 ـ نشر پولبعد از پيدايش پول اعتبارى و نشر آن توسط دولتها، وسيله خوبى در اختيار آنان قرار گرفت تا از اين طريق براى خود كسب درآمد كنند.هر وقت كه مقدار پول موجود در جامعه كفاف احتياجات و تبادلات مورد نياز را ندهد، در اين هنگام دولت با وارد كردن پول جديد، علاوه بر رفع نياز جامعه مى‏تواند هزينه كالاها و خدمات مورد نياز خود را تأمين نمايد. استفاده از نظام پولى به همين مقدار محدود نمى‏شود، بلكه در مواقع لزوم با حفظ شرائط و ضوابطى دولت مى‏تواند پول جديدى را وارد جريان مبادلات كند هر چند حجم پول موجود كمتر از احتياجات نباشد البته در صورت اخير ممكن است زيانهايى به اقتصاد وارد شود كه در مقايسه با فوائد آن در شرائط ويژه قابل تحمل است. بنابراين در زمان حاضر در مجموع از 10 منبع مى‏توان هزينه‏هاى نظامى را تأمين نمود.اما تعدادى از اين منابع در حوزه جغرافيايى ايران يا موضوع ندارد (يا به طور جزئى موضوع آن متحقق است) و يا عملاً در اختيار دولت نيست و به ادله متفاوت دولت نمى‏تواند از آنها استفاده كند.مثلاً در مورد خراج، نسبت به زمين‏هاى ايران، محقق نائينى مى‏گويد: "رى و نهاوند به نبرد فتح شده است اما باقى شهرها، تواريخ در آن مختلفند مخصوصاً اصفهان و خراسان و آذربايجان"[منية الطالب، ج 1، ص 30](البته ظاهراً قسمتى از اراضى آبادان از نظر تاريخى مسلم است كه مفتوح العنوه مى‏باشد.)علاوه بر اين، بنا بر نظر مشهور تنها اراضى كه حال فتح، آباد باشد، به ملك مسلمين در مى‏آيد بدينجهت به قول مرحوم نائينى يافتن موضوع خراج الآن مشكل است، زيرا احتمال اين هست كه آنچه فعلاً معمور و آباد است در حال فتح، موات بوده است و در نتيجه از انفال مى‏باشد. بنابراين امروز به عنوان خراج، درآمد مهمى نمى‏تواند در اختيار دولت قرار گيرد.همه يا بيشتر انفال نيز بنا به نظر اكثر قريب به اتفاق فقها در زمان غيبت تحليل شده است، يعنى در ازاء استفاده از آن لازم نيست كسى اجرتى را به حاكم شرع پرداخت نمايد.فالأنفال محللة فى عصر الغيبة للمسلمين أو للشيعة قطعا...[آية الله منتظرى، كتاب الخمس، ص 369]"انفال در زمان غيبت براى مسلمين يا براى شيعه قطعاً تحليل شده است..."درآمدى به عنوان جزيه هم عملاً در اختيار دولت نيست.اما درآمدهايى كه از ناحيه غنائم به دست مى‏آيد علاوه بر آن كه اساساً درآمدى غير ثابت و غيرقابل پيش‏بينى به طور دقيق مى‏باشد، به دو دليل ديگر نمى‏توان بر آن اعتماد قابل توجهى نمود
?فيلسوف | 1388/1/22 |  پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر