جوان
باعرض سلام خدمت شما آیا مرگ سخته ؟آیاما به بهشت می ریم یا به جهنم ؟......و هزار سوالی که باید آدم جوابشو بدونه تا به خدا برسه !در این وبلاگ تا انجای که ممکنه از حرفهای خدا آورده ایم البته بدونه ترجمه که شما برای فهم بیشتر به کتاب خدا مراجعه کنید!یا الله

1. استقلال1. استقلال مكتبيفقط بندگى خدا، فقط قانون خدا، فقط حزب خدا و اولياي او.نه التقاط: قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):يوخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ[نهج‏البلاغه، خطبه 50].نه تبعيض:نؤمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكفُرُ بِبَعْضٍ[نساء/150].نه ايمان موقت:الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكفُرُوا آخِرَهُ[آل عمران/72].يعْبُدُ اللّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ[حج/11].فَإِذا رَكبُوا فِي الْفُلْك دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يشْرِكونَ[عنكبوت/65].نه جذب شعارهاى ديگران:يوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً[انعام/112].نه جذب هوس هاى خود:وَ إِنْ يكنْ لَهُمُ الْحَقُّ يأْتُوا إِلَيهِ مُذْعِنِينَ[نور/49].فَكلَّما جاءَكمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكمُ اسْتَكبَرْتُمْ[بقره/87].نه سازش:لَكمْ دِينُكمْ وَ لِي دِينِ[كافرون/6].وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيدْهِنُونَ[قلم/9].لَنْ تَرْضى عَنْك الْيهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ[بقره/120].سَآوِي إِلى جَبَلٍ يعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ[هود/43].لَنْ يجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُومِنِينَ سَبِيلاً[نساء/141].وَ لا تَرْكنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكمُ النّارُ[هود/113].لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُومِنِينَ[نساء/144].أَ يبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً[نساء/139].مَنْ يتَوَلَّهُمْ مِنْكمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ[مائده/51].مَنْ يتَوَلَّهُمْ مِنْكمْ فَأُولئِك هُمُ الظّالِمُونَ[توبه/23].قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):لَا تَكنْ عَبْدَ غَيرِك وَ قَدْ جَعَلَك اللَّهُ حُرّاً[نهج‏البلاغه، نامه 31].متكى بخود:فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ[فتح/29].قَالَ الصَّادِقُ(ع):بَادِرُوا أَوْلَادَكمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ يسْبِقَكمْ إِلَيهِمُ الْمُرْجِئَةُ[كافى، ج6، ص47].2.استقلال فرهنگيـ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):أَعْلَمُ النَّاسِ مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النَّاسِ إِلَى عِلْمِهِ[من لايحضره الفقيه، ج4، ص394].از حديث استفاده مى‏شود كه علم خود انسان. علم مادر است كه بايد علوم ديگر به او پيوند شود. علم ما بايد مثل معده باشد، علوم ديگران را جذب و تفاله‏ها را دفع كند.ـ ديگران نمى‏خواهند ما استقلال فرهنگى داشته باشيم و لذا ماهى مى‏دهند، نه تور ماهي گرى و اگر كارخانه و تور ماهي گيرى بدهند تور بافى را ياد نمى‏دهند. گل مى‏فروشند نه گلدان. چوب را در زمين كار مى‏گذارند اما كج كه نياز به تكيه گاه و وابستگى به خودشان داشته باشد. اين چوب هر چه بلندترباشد تكيه گاهش بيشتر خواهد بود و لذا نياز دانشگاه ما از دبستان به غرب بيشتر است، چون سيستم آموزشى كج كار گذاشته شده.ـ علم به ما مى‏آموزند، اما علم اخته و عقيم.ـ در علوم انسانى بايد كاملا مستقل باشيم.ما طب و صنعت را از غرب ياد مى‏گيريم، اما علوم انسانى را خير، زيرا علوم انساني قابل پيوند نيست. گلابى با هندوانه قابل پيوند نيست، چون از ريشه با هم تفاوت دارند. مكتبى كه انسان و افكارش را تابع شرائط مادى و محيط و اقتصاد و ابزار توليد و مى‏گويد انسان از پيش خود چيزى ندارد، اين تفكر انسان را همچون مايع بى جهت مى‏دانند.تمام بحثهاى اخلاقى، اعتقادى به خاطر تعهد آورى انسان ها است كه انسان متعهد با احترام به حقوق ديگران جلو صدها نوع و ابستگى را مى‏گيرد.در آموزش و پرورش درست انسان را از كودكى تا پيرى در مسيرى كه جامعه و محيط ساخته‏اند به شما تحويل مى‏دهند.اين يك سيستم است كه شرق وغرب به آن پاي بند است. اما اسلام انسان را قالب شكن، جهت دار، فطرت دار و با اراده انتخاب گر مي داند كه هرگز مجبور طبقه و جامعه و اقتصاد نيست، زن فرعون و نوح و لوط نمونه اراده قالب شكنى هستند.اين مكتب انسان را سميع و بصير و آگاه مى‏داند، هلاك و حيات را از روي بينّه مى‏داند.لِيهْلِك مَنْ هَلَك عَنْ بَينَةٍ[انفال/42].واعظ را درونى مي داند و به نفس لوامه و داراى شناخت فطرىفَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها[(شمس/8)]معتقد است. و آن مكتب همه چيز را بازتاب شرائط بيرونى مي داند. و ناگفته پيدا است اين دو مكتب با هم قابل پيوند نيست. بنابراين استفاده از طب و علوم مادى از غرب، غير از استفاده از علوم انسانى است، زيرا ريشه طب و صنعت مشابه و قابل پيوند است، اما علوم انسانى از ريشه باهم متضادند و قابل پيوند نيست.در شرق و غرب علم و صنعت مى‏دهند، بدون اينكه ظرفيت بدهند واين عمل مانند دادن چاقو به دست كودك يا اسلحه به دست نوجوان است.استقلال، صفحه 2در مكتب اسلام رهبرانش همه شهيد شدند، ولى خود را نفروختند.قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رِجَالًا مِمَّنْ قِبَلَك يتَسَلَّلُونَ إِلَى مُعَاوِيةَ فَلَا تَأْسَفْ عَلَى مَا يفُوتُك مِنْ عَدَدِهِمْ وَ يذْهَبُ عَنْك مِنْ مَدَدِهِمْ فَكفَى لَهُمْ غَياً وَ لَك مِنْهُمْ شَافِياً فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَى وَ الْحَقِّ وَ إِيضَاعُهُمْ إِلَى الْعَمَى وَ الْجَهْلِ فَإِنَّمَا هُمْ أَهْلُ دُنْيا مُقْبِلُونَ عَلَيهَا وَ مُهْطِعُونَ إِلَيهَا وَ قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَأَوْهُ وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ وَ عَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِي الْحَقِّ أُسْوَةٌ فَهَرَبُوا إِلَى الْأَثَرَةِ فَبُعْداً لَهُمْ وَ سُحْقاً إِنَّهُمْ وَ اللَّهِ لَمْ ينْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ وَ لَمْ يلْحَقُوا بِعَدْلٍ وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِي هَذَا الْأَمْرِ أَنْ يذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ وَ يسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ السَّلَامُ[نهج‏البلاغه، نامه 70].ضمنا اين نامه نشانه آزادى در اسلام است كه هر كس مى‏خواهد برود، برود.3.حفظ استقلال1.حفظ هر چيز از به دست آوردن آن مهمتر است. الجزائر يك ميليون شهيد داد، ولى حفظ استقلال چه؟پايه گذاران مبارزه با اسرائيل امروز سازشكارند. (عرفات، نميرى، مصر)2. در هر استقلال كشاورزان، كارگران و داشنمندان نقش مهمى دارند.3. براى حفظ استقلال علاوه بر تحول و برنامه ريزى‏هاى صحيح اقتصادى، سياسى بايد تحول انسانى هم مطرح شود.4. تمام بحث هاى اخلاقى و اعتقادى به خاطر تعهد آورى انسان ها است كه انسان متعهد با احترام به حقوق ديگران جلو صدها نوع و ابستگى را مى‏گيرد.5. تا انسان از درون متعهد و متحول نشود، استقلال‏ها به وابستگى‏ها تبديل خواهد شد.6. اگر فرهنگ قناعت حاكم نشود، بايد وام گرفت، بهره داد و وابسته شد.اگر فرهنگ زهد حاكم نشود، بايد چشم به ديگران داشت، حقارت پذيرفت و وابسته شد.اگرفرهنگ درست كارى حاكم نشود، آنگاه اجناس سر هم بندى توليد مي شود، مردم بى اعتقاد به توليد داخل شده و به سراغ جنس خارجى مى‏روند و اين وابسته شدن جامعه را به همراه مي آورد.اگر فرهنگ سوز و ايثار حاكم نشود، يك چراغ سبز از ديگران دلهاى ما را برده و مجذوب و وابسته خواهيم شد. چون فرهنگ سوز در دنيا نيست، مواد غذايى به دريا ريخته و ميليون ها گرسنه را وابسته به خود نگاه مى‏دارد.7. در دنيا اين همه سمينار براى توليد برپا مي شود، ولى سمينار ايثار و تعاون و نفاق و رحم و..... تنها پاى منبرها است.8. دنياى غرب به خاطر نداشتن رحم و عاطفه همين كه شنيدند در آفريقا قحطى است، از طرف بعضى پيشنهاد شد كه موادى كه در كشتارگاه به عنوان غير قابل مصرف به چاه مى‏ريزيم، به آفريقا فرستاده شود. مقايسه كنيد اين فرهنگ را با فرهنگلَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ[آل عمران/92]. مقايسه كنيد، اين فرهنگ را كه انسان را تحقير مي كند، با فرهنگى كه انسان را خليفة خدا مى‏داند.9. بايد براي حفظ استقلال، انسان عوض شود؛ اگر انسان به مواد مخدر بى ميل باشد و معتاد نباشد خروارها ترياك او را اسير نمى كند و اگر معتاد شد با زندان و جريمه باز به سراغ ترياك مى‏رود، پس بايد انسان ها درمسير صحيح قرار گيرند.10. براى توجه به سيماى زشت اسراف و وابستگى، بايد آمار يك ساله همه را جمع و بعد به قضاوت نشست، مثلا يك قاشق غذا را در 365 روز درباره 48 ميليون نفر حساب كنيم، مثلا استهلاك غير لازم ماشين را با توجه به تمام ماشين ها و روزها حساب كنيم.11. كم كارى در تدريس و تحصيل و تخصص يكى از زمينه‏هاى مهم براى وابستگى است.12. درانگلستان ساختمانى براى سركنسولگرى خريدارى شده كه 60 سال قبل ساخته شده و تا 69 سال ديگر تضمين شده است. در ژاپن ساختمان را صد سال تضمين مي كنند. با دستگاهى ساختمان را به لرزه در مى‏آورند و بعد از آزمايش عدم ترك تحويل مى‏دهند.13. تشويق از كشاورزان و حمايت از آنان.قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لَا يظْلَمُ الْفَلَّاحُونَ بِحَضْرَتِك[كافى، ج5، ص284].14. فرهنگ راحت‏طلبى، سود بيشتر، عنوان بالاتر و بى توجهى به نياز مردم بايد برچيده شود.15. مسئله احساس حقارت اجتماعى (داستان با دست خوردن سيد جمال)16. توليدكم، مصرف زياد = وابستگىتوليد مساوى مصرف = وابستگىتوليد زياد، مصرف كم = استقلال و رشد.ما اگر هر سال توليدمان بيشتر شود كارى نكرده‏ايم، زيرا:الف: هر سال جمعيت بيشتر مى‏شود.ب: توقع مصرف در انسان‏ها زيادتر مي شود.ج: استهلاك وسايل هم در كار هست.17. استقلال بايد از حوزه‏ها و دانشگاه ها پايه بگيرد. حفظ تخصص به عهده (دانشجو) و حفظ مكتب به عهده (طلبه) است .18. براي حفظ استقلال بايد صد در صد جلو ليبرال ها و غرب وشرق زده‏ها را گرفت.19. شعار نه شرقى و نه غربى؛ يعنى نه سلطه اين و نه سلطه آن، نه فرهنگ اين و نه فرهنگ آن.20.ابعاد استقلال: فرهنگى در حوزه و دانشگاهاستقلال، صفحه 3نظامى، در قواى رزمندهاقتصادى در كشاورزى و صنعت21. از عوامل استقلال حضور مردم در صحنه است.از عوامل استقلال مطرح كردن الگوها است. آيت الله كوهستانى، مدرس و مير حامد حسين صاحب عبقات با قلم و مركب بيگانگان ننوشت.در جنگ احد 300 نفر از يهوديان به عنوان همكارى با مسلمانان عليه مشركان اعلام آمادگى كردند. پيامبر(ص)آنان را از نيمه راه بازگرداند و كمك آنها را نپذيرفت در حالي كه اين تعداد در نبرد احد مى‏توانستند نقش موثرى داشته باشند. چرا؟زيرا هيچ بعيد نبود كه آنها در لحظات حساس جنگ عليه مسلمانان با دشمن همكارى كنند.[نمونه، ج4، ص414].در مبدا تاريخ، ميلاد پيامبر(ص)به آن جهت رد شد كه كار تقليد گونه‏اى از مسيحيت بود، چون آنها ميلاد مسيح را مبداء قرار دادند.[گفتار ماه]در مكه رو به بيت المقدس و در مدينه رو به مكه رمزى از استقلال است.قال النبى(ص):لئن يلبس احدكم ثوبا من رقاع شتى خير له من ان ياخذ من غيره ما ليس عنده[نهج الفصاحة، 2214]أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِي أَنْ قُلْ لِقَوْمِك لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا تَشْرَبُوا مَشَارِبَ أَعْدَائِي وَ لَا تَرْكبُوا مَرَاكبَ أَعْدَائِي وَ لَا تَلْبَسُوا مَلَابِسَأَعْدَائِي وَ لَا تَسْكنُوا مَسَاكنَ أَعْدَائِي فَتَكونُوا أَعْدَائِي كمَا كانَ أُولَئِك أَعْدَائِي[مستدرك الوسائل، ج3، ص248].4. زمينه هاي استقلال در اسلام1. همه انسانها را مساوى مي داند؛ از هر نژاد، زبان و اقليم كه باشند.2. به همه طاغوت ها نه مى‏گويد.3. تكيه بر غير خدا را گناهى نابخشودنى مى‏داند:إِنَّ اللّهَ لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَك بِهِ[نساء/48].4. توكل به قدرت لا يزال را لازم مى‏داند.5. مكتبى كه در سراسر كتابش دعوت به عزت و سيادت است و شعارش:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الْإِسْلَامُ يعْلُو وَ لَا يعْلَى عَلَيهِ[من لايحضره الفقيه، ج4، ص334].يقيناً مدافع استقلال است.6. رهبرانش همه شهيد شدند، ولى خود را نفروختند.7. مكتبى كه سادگى را عزت و تجملات را منفور مى‏داند.8. تاريخش نشان دهنده شكستن همه انحرافات و قدرتها است.نتيجه:مسلمان اگر مسلمان و تابع خود باشد، بايد مستقل هم باشد.تا انسان از درون متعهد و متحول نشود، استقلال‏ها به وابستگى‏ها تبديل خواهد شد.5.عوامل وابستگي1.دشمن را از دوست نمى‏شناسيم:ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يحِبُّونَكمْ[آل عمران/119].كيفَ وَ إِنْ يظْهَرُوا عَلَيكمْ لا يرْقُبُوا فِيكمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يرْضُونَكمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكثَرُهُمْ فاسِقُونَ[توبه/8].وَدُّوا ما عَنِتُّمْ[آل عمران/1118].2.خيال و اميد نابجا:أَ يبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً[نساء/139].وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ ينْصَرُونَ[يس/74].وَ إِذْ زَينَ لَهُمُ الشَّيطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكمُ الْيوْمَ مِنَ النّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكمْ[انفال/48].سَآوِي إِلى جَبَلٍ يعْصِمُنِي[هود/43].3.تهديدات و تبليغات و وسوسه:تهديد:إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكمْ فَاخْشَوْهُمْ[آل عمران/173].إِنَّما ذلِكمُ الشَّيطانُ يخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كنْتُمْ مُومِنِينَ[آل عمران/175].فَما آمَنَ لِمُوسى إِلاّ ذُرِّيةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ يفْتِنَهُمْ[يونس/83].تبليغ:أَ لَيسَ لِي مُلْك مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي[زخرف/51].استقلال، صفحه 4عوامل وابستگىوسوسه:أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ[اعراف/75].لا يغُرَّنَّك تَقَلُّبُ الَّذِينَ كفَرُوا فِي الْبِلادِ[آل عمران/196].6.گاندي واستقلال هندگاندي درنيمه دوم تحصيلات خود در لندن، از تشريفات زندگى كناره گرفت و عزم خود را جزم كرد تا در حد امكان به سادگى زندگى كند. تصميم گرفت به حداقل زندگى و دارايى اكتفا كند و به همين دليل تمام دارايى خود را، حتى جواهرآلات همسرش را به كنگره هندي هاى مقيم آفريقا هديه كرد، به طورى كه وقتي از دنيا رفت معلوم شد كه تنها ثروت او عبارت بود از يك ساعت، دو جفت كفش چوبى، يك عينك، يك قلم، كارد مخصوص باز كردن پاكت، يك نمكدان، 2 كاسه چوبى، يك قاشق چوبى، و يك پارچه شبيه به لنگ.گاندى مى‏گفت: آثار نوشته‏هاى دانشمندان بزرگ و در راس آنها 2 كتاب بزرگ آسمانى انجيل و قرآن در روح من بسيار اثر گذاشت.وقتى قانونى شبيه به كاپيتولاسيون در هند به اجرا در آمد، گاندى به طور جدى وارد صحنه سياست شد. در يكى از راهپيمايى‏ها به خاطر كشته شدن يك افسر انگليسى 1200 نفر را به قتل رساندند و 36000 نفر را زخمى كردند كه در آن روز عزاى عمومى اعلام شد.از كارهاى مهم او برقرار كردن ارتباطى گرم بين قشر روشنفكر و دانشجو با توده مردم بود.او تمامى مدال هايى كه در طول سالهاى گذشته از انگليسى‏ها دريافت كرده بود پس داد و با اين كارنهضت عدم همكارى را پايه گذارى كرد و به دنبال اين اقدام تعداد زيادى از بزرگان هند درجه‏ها و مدال هاى خود را پس دادند.وقتى از زندان بيرون آمد و اختلاف مسلمانان و هندوها را ديد، 5 سال در راه وحدت اينها كوشيد. گاندى با 78 نفر مدت 24 روز پياده در سواحل هند راهپيمايى كردند و با اين كار به ظاهر ساده نمك را از انحصار انگليس بيرون آوردند و مردم با شنيدن اين حركت فوج فوج به سوى ساحل رفتند و گاندى با برداشتن مشتى نمك گفت: ما اجازه نمى‏دهيم و دشمن استفاده كند. به دنبال اين حركت در نيمه شب آن روز دستگير و به زندان رفت.وقتى گاندى شنيد، انگليس تصميم گرفته براى پيروان هر مذهب انتخابات جداگانه اي منظور كند، گفت: تا پاى جان اعتصاب غذا خواهم گرفت تا اين تصميم پس گرفته شود، و بالاخره در روز پنجم روزه او، انگليس حرفش را پس گرفت

?فيلسوف | 1388/1/20 |  پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر