جوان
باعرض سلام خدمت شما آیا مرگ سخته ؟آیاما به بهشت می ریم یا به جهنم ؟......و هزار سوالی که باید آدم جوابشو بدونه تا به خدا برسه !در این وبلاگ تا انجای که ممکنه از حرفهای خدا آورده ایم البته بدونه ترجمه که شما برای فهم بیشتر به کتاب خدا مراجعه کنید!یا الله

 1. اياك1 ـ خدايى كه در آيات قبل محبوب بود، اكنون معبود است.2 ـ عبادت، شناخت لازم دارد.3 ـ تمام كمالات"الله"، رشدها"ربّ"، نيازها"رحمن"، مالكيت‏هامالِك يوْمِ الدِّين[فاتحه/4]. به دست تو است، پس فقط تو.4 ـ نه به خاطر بهشت، نه جهنم، فقط به خاطر خودت."إِياك"5 ـ نه واسطه‏ها نه بت‏ها، فقط تو.6 ـ تأثير طبيعت از تو است و بى‏اثر شدنش نيز از تو است، پس"إِياك"7 ـ چون مى‏خواهم عبادت و بهترين و عالى‏ترين نوع عبادت كنم جز تو لايق نيست."إِياك"8 ـ نه شرق، نه غرب، نه زور، نه زر، نه تزوير."إِياك"9 ـ استمداد از ديگران به امر تو، از اولياء تو، در راه تو و در حقيقت باز هم تو."إِياك"10 ـ تو ديگرى دارى من جز تو ندارم."إِياك"ولى توإِنْ كلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً[مريم/93].11 ـ از صفات بگذريم، به خودش راه يابيم."إِياك"[تفسير نور، پيام 5، 11، 12، 13، 19]2. نعبد1 ـ نجات از همه شرك‏ها، طاغوت‏ها، قدرت، وحدت و تمركز لازم دارد."نَعْبُدُ"2 ـ اصل در نماز جماعت است. مسلمانان همه در يك خط هستند. فرد هم گويا نماينده جمع است.3 ـ بعد از توحيد نظرى و علمى، توحيد عملى و عبادى.4 ـ من همراه با فرشتگان و مؤمنان مى‏گويم:"إِياك نَعْبُدُ"و گرنه به تنهايي دروغگو هستم. همه را بايد ديد موسى(ع)گفت:سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللّهُ صابِراً[كهف/69].ولى صبر نكرد. ولى اسماعيل(ع)گفت:سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّابِرينَ[صافات/102].و صبر كرد. موسى (ع) تنها خود را ديد، ولى اسماعيل (ع) ديگران را هم ديد.3. نستعين1 ـ پرواز معنوى سه مرحله دارد: 1 ـ ثناء 2 ـ ارتباط 3 ـ دعا2 ـ عبادت از ماست، ولى با كمك تو.وَ ما كنَّا لِنَهْتَدِي لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه[اعراف/43].3 ـ نه جبر، نه تفويض"نَعْبُدُ"ولى "نَسْتَعينُ"4 ـ استمداد واقعى در سايه عبادت واقعى است. اول"إِياك نَعْبُدُ"بعد إياك نستعين.5 ـ خواست خدا (عبادت) بر خواست ما (استعانت) مقدم است.إِياك نَعْبُدُ وَ إِياك نَسْتَعينُ2 ـ مقتضاى عالمين، رحيم، دين، ضالّين آن است كه جمله"نَسْتَعينُ"آخر باشد.عليرغم همه زمينه‏هاى شرك، اعم از درونى و بيرونى، همانند هواها و خواهش‏هاى نفسانى و يا قدرت‏هاى بيرونى، چون طاغوت‏ها و احبار و رهبان، بايد رو به سوى خدا برد و او را عبادت كرد و تنها از او استمداد و استعانت خواست.توجه به صفات رحمن، رحيم، ربّ و مالكيت، خداوند را در ذهن و دل انسان محبوب مى‏كند و اكنون آن محبوب، معبود است. براى رهايى از قرار گرفتن در شعاع شرك، بايد به مركز وحدت و قدرت پناهنده شد و در نماز گويا شخص نمازگزار، به نمايندگى از تمام موحّدان سخن مى‏گويد: كه خدايا من به تنهايى قابل و لايق نيستم تا عبادتى شايسته داشته باشم، ولى ما همه بنده تو هستيم. من به تنهايى ارزش ندارم. ولى همگى با هم از تو استمداد مى‏كنيم. بنابراين، اصل نماز به جماعت است، ولى در صورت معذور بودن، نماز فرادا جايز است.در آيات قبل سوره حمد، با توحيد نظرى و استدلالى آشنا شديم و در اين آيه با توحيد عبادى و عملى آشنا مى‏شويم تا در عبادت و بندگى و استمداد و يارى‏طلبى نيز به غير خدا روى نكنيم، نه بنده شرق و غرب و نه بنده زر و زور و نه بنده طاغوت‏ها و فقط بنده خدا باشيم.انسان بايد به حكم عقل بندگى خداوند را بپذيرد؛ زيرا ما انسان‏ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و ربّ تمام آفرينش است و اگر به مهر و محبت نيازمنديم، او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم، او صاحب اختيار و مالك آن روز است؛ پس چرا به سوى ديگران برويم؟! عقل حكم مى‏كند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست.4. نكات آيه1 ـ اوّل بايد حق را اداء كرد و بعد از او حاجت خواست.إِياك نَعْبُدُ وَ إِياك نَسْتَعينُ[فاتحه/]5.2 ـ ما فقط ترا بنده هستيم. كارى به واسطه‏ها و يا وعده‏ها و تهديدها نداريم. نه به خاطر ترس و يا طمع، بلكه به خاطر اين كه شايسته عبادتى. الله، رحمن، رحيم، ربّ و مالك هستى ترا بندگى مى‏كنيم.تفسير اياك نعبد واياك نستعين، صفحه 23 ـ ما فقط از تو استمداد مى‏كنيم، آن هم از وسيله‏اى كه تو اذن داده‏اى. و ما مخالف كسانى هستيم كه براى استمداد و تقرّب به تو به موهومات پناه مى‏برند.4 ـ فرمول‏ها و قوانين مادّى حاكم بر هستى محترم است، ولى اسير دست و تسليم و محكوم ماده نيستيم. ما اراده ترا حاكم بر همه قوانين مى‏دانيم و قوانين طبيعى، محكوم تو هستند. در نظام خلقت از اسباب و وسايل متعددى بهره‏مند مى‏شويم. امّا مى‏دانيم كارايى و يا بى‏اثرى هر سبب و وسيله‏اى به دست توست. تو سبب‏سازى و تو سبب سوزى. هم چيزى را سبب و وسيله قرار مى‏دهى و هم مى‏توانى اثر آن را بگيرى.5 ـ گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك تو هستيم.وَ ما كنّا لِنَهْتَدِي لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّه[اعراف/43]. : اگر هدايت الهى نبود، ما هدايت نمى‏يافتيم.6 ـ عبد مطلق در برابر مولاى مطلق، خاضعانه ايستاده است كه من فقط بنده‏ام و تو مولا هستى.7 ـ خدايا من كسى جز تو را ندارم."إِياك"ولى تو غير مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده تو هستند.إنْ كلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً[مريم/93].در آسمان‏ها و زمين هيچ چيز ديگرى نيست، مگر اينكه بنده و فرمان‏بردار تو هستند.8 ـ اگر انسان تنها بندگى تو را نكند، قطعا بنده هوس‏هاست.مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ[فرقان/43].9 ـ كسى كه صادقانه گفت:"إِياك نَعْبُدُ"او ديگر استكبار و سركشى ندارد.10 ـ چون خداوند بيشترين لطف را بر ما كرده، ما بهترين تذلّل را به درگاهش مى‏بريم."إِياك نَعْبُدُ"11 ـ خودت را در جمع خوبان قرار بده، تا بتوانى همراه مخلصين بگويى:"إِياك نَعْبُدُ"12 ـ جملهإِياك نَعْبُدُ وَ إِياك نَسْتَعينُيعنى: (نه جبر و نه تفويض). چون مى‏گوييم"نَعْبُدُ"پس داراى اختيار هستيم و چون مى‏گوييم"نَسْتَعينُ"پس نياز به او داريم.14 ـ چون اصل خداوند است و عبادت و استمداد ما فرع بر او مى‏باشد، پس"إِياك"مقدّم بر"نَعْبُدُ"و"نَسْتَعينُ"است. حضرت على(ع)مى‏فرمايد:ما رأيت شيئا الّا و قد رأيت الله قبله؛ چيزى را نديدم، مگر اينكه خداوند را پيش از آن ديدم.15 ـ خواست خداوند بر خواست بنده مقدّم است. به همين دليل چون عبادت خواسته اوست مقدم بر استعانت، كه خواسته بنده است، مى‏باشد.16 ـ چون عبادت وسيله استمداد است. جمله"إِياك نَعْبُدُ"قبل از"إِياك نَسْتَعينُ"آمده است.17 ـ بنده‏اى كه حضور دارد زودتر بهره مى‏گيرد، لذا با كلمه"إِياك"خود را در محضر خداوند متعال احساس مى‏كنيم و بعد از آن از خداوند طلب هدايت مى‏نمائيم، زيرا دعاى حاضر، مؤثرتر است.18 ـ مقتضاى ادب آن است كه گام به گام نزديك شويم، اوّل بگوييم خداوند ربّ، مالك، رحمن و رحيم است و بعد بگوييم فقط ترا مي پرستيم و فقط از تو مدد مي جوئيم.19 ـ مراحل پرواز معنوى، عبارت است از ثنا، ارتباط و دعا، بنابراين اوّلِ سوره حمد ثنا است. آيه"إِياك نَعْبُدُ"ارتباط و آيات بعد، دعا مى‏باشد.20 ـ چون گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، لذا كلمه"إِياك"تكرار شد.21 ـ اول سوره حمد با صفات خداوند آشنا مى‏شويم، ولى كم كم به خودش مى‏رسيم."إِياك"22 ـ توجه به زيبايى‏هاى كلامى، ارزش است. بعد از"إِياك نَعْبُدُ"،"إِياك نَسْتَعينُ"آمد تا آخر آيات سوره حمد، هم آهنگ باشند و اگر برعكس بود، آهنگ آخر آيات موزون نبود

?فيلسوف | 1387/12/5 |  پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر