جوان
باعرض سلام خدمت شما
آیا مرگ سخته ؟آیاما به بهشت می ریم یا به جهنم ؟......و هزار سوالی که باید آدم جوابشو بدونه تا به خدا برسه !در این وبلاگ تا انجای که ممکنه از حرفهای خدا آورده ایم البته بدونه ترجمه که شما برای فهم بیشتر به کتاب خدا مراجعه کنید!یا الله
9. مواعظي پيرامون حجابچون دامنه مطالعات و مقدار تحصيلات شما را نمىدانم از همه استدلالهاى علمى و فنى دورى مىكنم و بى مقدمه حرفم را شروع مىكنم.خيلى هم با شما بيگانه نيستم، هفده سال است شبهاى جمعه درتلويزيون منزل شما هستم. غفلت بزرگترين خطر براى انسان است.غفلت:از خداوند خالق هستى.از مرگ و معاد.از جوانى، استعدادها، ارزشها و كرامت هاى انسانى.از جامعه، دوستان و محرومان.از توطئههاى دشمنان و طرفندها.هرچيز و هر كس ما را غافل كند، ما را به خطر مىاندازد و بزرگترين دشمن ما است و هر چيز و هر كس ما را از غفلت بيرون آورد و به ما هشدار دهد، بهترين دوست ما است.دوست ما خداوند است كه به ما هستى داد و هستى را به ما داد. به ما عقل، فكر، علم، هدايت،قدرت تشخيص و انتخاب داد و طبيعت را تسخير ماكردو هم او است كه كار نيكوى ما را به چند برابر خريدارى مىكند.دوست ما پيامبر عزيز اسلام است كه با بوسيدن دست دخترش در عصر زنده به گور كردن دختران، به زنان مقام داد و براى زن حق مالك شدن، راى داشتن، تحصيل كردن، انتخاب همسر، نطارت بر همه امور؛ يعنى حق امر به معروف و نهى از منكر قائل شد و زن را مثل مرد براى رسيدن به همه كمالات شايسته دانست.دوست ما، رزمندگان و شهدايى هستند كه با قبول جراحت و اسارت و شهادت وبى خوابى در مرزها و جادههاى شهر و روستا، كشور را امن ساختند تا من و شما هر شب در منزل به راحتى استراحت كنيم.دشمن ما، شيطان است كه با وسوسه خود آدم و حوا را فريب داد و آنان را به كارى وادار كرد كه موجب كنار رفتن پوشش بهشتى آنان گرديد. آرى، برهنگى اولين برنامه شيطان و اولين نتيجه عصيان انسان بود.دشمن ما تفكرى است كه زن را براى هوسبازى، تفنن و كاميابى مىخواهد و عكس او را وسيله تبليغات اجناس خود قرار مي دهد.خواهرم و دخترم من از شما مىپرسم:چرا دشمنان ما پيشرفتهاى علمى خود را ازما دريغ مىكنند، اما نسبت به آنچه دختران و پسران ما را فاسد مىكند بخشش مىكنند؟در استقلال كشور و دفاع از ميهن زنان پوشيده بيشتر فرزندان خود را به جبهه فرستادند، يا زنان بد حجاب؟ اگر به كشور عزيز ما هجومى شود، مردان و زنان با ايمان زودتر فرار مىكنند يا عناصر سست ايمان؟ اغفال دختران پوشيده راحتتر است يا دختران بدحجاب؟ اگر برادر شما بناى ازدواج داشته باشد و شما را وكيل كند، آيا شما دخترى را براى او انتخاب مىكنى كه هر روز چشم هزاران جوان هرزه به او افتاده يا كسى را كه عفاف و حجاب او كاملتر و از چشم هوسبازان دورتر بوده است؟آيا افت تحصيلى، نگرانى و اضطراب، امراض روانى و مقاربتى، فرزندان سر راهى، سقط جنين، فرار از خانه، ولخرجى و بهانهگيرى، اسراف و تجمل گرايى، گناه و بى بندوبارى در ميان دختران با تقوا بيشتر است يا دختران رها و بدحجاب؟حجاب، صفحه 13خواهرم و دخترم! حجاب از ضروريات اسلام است و شما بحمدالله فرزند اسلام هستيد. امروز هزاران خواهر شما با حجاب كامل، به عالىترين درجات علمى رسيده و در صحنههاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى كشور درخشيدهاند.خواهرم و دخترم، اگر هر چيز را انكار كنيم مرگ را نمىتوان انكار كرد؛ من و شما دير يا زود بايد پاسخگوى همه كارهاى خود باشيم، كمال آفرينش ما در بندگى خدا است نه در اسارت هوسها. در حجاب كامل؛ رضاى خدا، پيامبر خدا، امامان معصوم، مردم با ايمان و خانوادههاى شهدا است، و لى در بي بندوبارى؛ رضاى شيطان، افراد لاابالى و چشم هرزه است؛ در فكر جلب رضايت كدام يك باشيم؟!خواهرم و دخترم شما جواهرات قيمتى خود را در پوشش قرار نمىدهيد تا از دسترس نااهلان دور بماند؟ چه گوهرى گرانتر از وجود خود شما است؟ چرا خود را ارزان در جلوى هر چشمى قرار دهى؟ مگر نه اين است، كسانى كه به شما نگاه بد مىكنند، شما را براى خودشان مىخواهند؟خواهرم و دخترم اگر جلوه گرى و دل ربائى امروز شما علاقه مردى را به همسرش كم كرد نمي دانيد زن زيباى ديگرى با جلوه گرى خود، دل شوهر شما را خواهد ربود و رونق زندگى شما را كم خواهد كرد. خواهرم و دخترم چه بسا لباس و آرايش فريبندهاى كه دل فقراى بسيارى را به درد خواهد آوردو يقينا شما راضى نخواهيد بود براى خودنمايى هم نوعان تهيدست خود را دچار ناراحتى و پريشان خاطرى كنيد. خواهرم و دخترم، شرق به خاطر بى ايمانى از هم فروپاشيد و غرب نيز به خاطر بى تقوايى از هم فرو خواهد پاشيد. به هوش باشيم وچنين تمدنى را الگوى خود قرار ندهيم .خواهرم و دخترم!اشتباه مىكند كسى كه خيال مىكند كه بى حجابى نشانه تمدن است!!خيال مىكند نگاه آلوده ديگران به او به سود اوست.خيال مىكند جلوه گرى گناه سادهاى است. نمىداند همين كار به ظاهر ساده ممكن است دانشجويى را در فصل امتحانات دچار شكست كند و يا راننده هاى را به تصادف كشاند و يا آرامش خانوادهاى را به نگرانى تبديل كند.اين اولين نامهاى است كه براى شما نوشتم و خدا مىداند به خاطر پاك ماندن شما و جامعه، وقت شما را گرفتم؛ اگر در اين سطرها سودى ديديد يك بار ديگر آن را بخوانيد و سپس به خواهران ديگر بدهيد تا بخوانند.يا بَنِي آدَمَ لا يفْتِنَنَّكمُ الشَّيطانُ كما أَخْرَجَ أَبَوَيكمْ مِنَ الْجَنَّةِ ينْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيرِيهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يراكمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يومِنُونَ[اعراف/27].يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لأَِزْواجِك وَ بَناتِك وَ نِساءِ الْمُومِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِك أَدْنى أَنْ يعْرَفْنَ فَلا يوذَينَ وَ كانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِيماً[احزاب/59].وَ لْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيوبِهِنَّ[نور/31].9. خاطرات1. پاداش اطاعت از شوهرمردى از انصار در زمان رسول خدا سفر كرد و با زن عهد بست كه از منزل بيرون نرود تا پايان سفر. زن از بيمارى پدر خود مطلع شد، تا قاصدى نزد پيامبر فرستاد و براى عيادت پدر اذن خواست. پيامبر(ص)اجازه نداد. پدر مرد، براى تشييع اذن خواست، پيامبر(ص)اجازه نداد. بعد پدر دفن شد و بعد از دفن، پيامبر(ص)شخصى را نزد او فرستاد كه خداوند تو را و پدرت را به خاطر اطاعت از شوهر آمرزيد.[مكارم الاخلاق].2. بناي مسجد بافروش پيراهنجريان فرماندار خليفه عباسى در بلخ و ماليات ندادن مردم بلخ و اعلان فرماندار و پناه بردن به همسر فرماندار و اهداي همسر فرماندار پيراهن زربافت را به خليفه و برگرداندن خليفه پيراهن را و فروش پيراهن و بناى مسجد در بلخ با يك سوم پول پيراهن.[نهج البلاغه، فيض الاسلام، ج1، ص17].3. بي حجابي همسررضاخانزيارت همسر و دو دختر رضاخان (شمس و اشرف) بدون حجاب در حرم معصومه و برخورد آيت الله شيخ محمد تقى بافقى و نهايتا حبس آنان و خبر رئيس شهربانى قم به رضا خان و آمدن رضا خان و ضرب شتم آيت ا.. بافقى و نجات خانواده خود.[تاريخ 20 ساله ايران، ص284].4. مردباغيرتزنى در نيشابور ادعا كرد شوهرم پانصد دينار به من بدهكار است و نمىدهد. قاضى شاهد خواست. زن شاهد آورد، شهود گفتند: بايد ما صورت زن را ببينيم، بعد شهادت مىدهيم. شوهر گفت: پانصد دينار را مىدهم و نمىگذارم شما به صورت زن من نگاه كنيد. زن هم گفت: من پانصد درهم را نمىخواهم و صورتم را هم باز نمي كنم؛ هر دو برخاستند و رفتند.[رياض الحكايات].5. امام رضا(ع) ودختر5سالهبعضى از بنى هاشم امام رضا(ع)را باگروهى از خانوادهاش دعوت كردند؟ دختر بچه نابالغي در جلسه آمد. اهل مجلس همگى او را به سوى خود خواندند، چون به حضرت نزديك شد از سن او پرسيد. گفته شد: پنج سال دارد، حضرت او را از خود دور كرد.[فروع كافى، ج5، ص533].6. قتل دختر تازه عروس1- دو آموزشيار شهيد عفت.2- جوانى را به كلانترى بردند كه چرا دختر جوانى را كشتى؟ گفت: با اين دختر عقد خوانده بودم، ولى هنوز او را به منزلم نياورده بودم د راين ايام حرفهائى شنيدم كه اين دختر از خانه بيرون مىرود و رفيق هايى دارد. پس از چند روزى اين زن مسافرتى طولانى كرد و برگشت و به من اظهار بى ميلى كرد. من كارد برداشتم و اين دخترى كه در عقد من بود را با چند ضربه كشتم. بيرون رفتن دختر در خيابانها و جلوه گرى همين نتايج را دارد. دخترى كه در كوچهها چشم چرانى مىكند، ديگر با شوهر خود سازش ندارد.3- يك نفر به پسر عموى خودكه بسيار آراسته بود كمكها مى كرد، پول مىداد و تمام وسائل خوشى او را فراهم مىكرد. ديگران هر چه مىگفتند اين همه لطف در حق او روا نباشد، من حمل بر غرض مىكردم و اعتنا نمىكردم. در آن روزها من بادخترى بسيار خوب ازدواج كردم و زندگى شيرينى داشتم و از شدت علاقه تمام وسايل تفريح زنم را فراهم مىكردم. چند ماهى گذشت يك شب به من خبر دادندكه همان پسر عموئى كه اين همه به او كمك كردى زن شما را كشت. ديوانه وار حركت كردم و به منزل رفتم. اطرافيان هرچه خواستند داستان را از من پنهان كنند نشد، خلاصه معلوم شد پسر عمويم از زنم كام خواسته و او حاضر نشده، به او حمله كرده و او را كشته است.حجاب، صفحه 14آرى، نتيجه بى اعتنائى، رهاكردن زن براى هرگونه خودنمائى، راه دادن پسر عمو در منزل تنهائى و اجازه دادن مطلق به زن و.. بيش از اين نخواهد بود.[كتاب زن و آزادى، از اطلاعات 8786].7. شاگردقصاب قاتل4- شاگرد قصابى 19 ساله دختر جوانى راديد و علاقه پيدا كرد. پدر اين دختر داراى رتبه عالى بود. شاگرد قصاب چندين دفعه خواستگارى كرد جوابش كردند.تا بالاخره اين جوان درب خانه دختر آمد و پدر دختر را دم درب ملاقات كرد. پرسيد آيا دخترت رابه من مىدهى؟ گفت: نه. پرسيد چرا؟ گفت: براى اينكه تو با ما جور نيستى. هنوز اين جمله از دهان پدر بيرون نيامده بود كه شاگرد قصاب هفت تيرى را از جيبش در آورد و با شليك چند تير پى در پى او را از پا درآورد. اگر اين دختر در خيابان صورت خود را مىپوشاند و جوان او را نمي ديد و اين همه ناراحتى پيدا نمىشد. اين دختر خودش را يتيم كرد، مادرش را بيوه كرد، عمر پدرش را بريد و همه اينها براى جلوه گرى در خيابان است.[كتاب زن و آزادى، ص27].5- در تهران مدير مدرسهاى كه 4 فرزند داشت مشغول كار بود، ناگهان خانمى آرايش كرده براى سوال از وضع تحصيل برادرزادهاش نزد مدير آمد. مدير عاشق او شد و زن نيز فهميد و هر روز به بهانهاى خود را نشان مدير مىداد. خلاصه پس از رفت و آمد زياد، مدير او را گرفت. پس از چندى مدير از پدرش براى كمك خرجى پول خواست. پدر گفت: تو زن و بچه داشتى، چرا ديگر زن گرفتى؟ مدير دلباخته عصبانى شده و پدرش را كشت.[زن و آزادى، به نقل از مجله تهران مصور].8. فريب خورده ها6- روزنامه كيهان نوشته بود: جوانى به نام ايرج دخترى را به فريب اينكه من با تو ازدواج مى كنم به خيانت كشيده و بعد از هوسرانى، از ازدواج شانه خالى كرده است. دخترى كه عفت خود اراز دست داده به دادسرا شكايت كرد و ايرج اعتراف كرد كه اگر اين دختر خود را پوشانده بود كه ايرج او را نمىديد و عاشق او نمىشد و اين جنايت واقع نمي شد.7- آقاى فلسفى مىفرمود: روزى يك دختر به من تلفن كرد كه جوانى مرا فريب داده و پدر و مادرم نفهميده اند و بعد مرا به جوانى ديگر شوهر دادهاند و امشب مرا به منزل داماد خواهند برد و معلوم خواهد شد كه دختر نيستم و آبروى همه ما ريخته خواهد شد. واى واى الآن خودم را مىكشم، تلفن را زمين گذاشت و رفت.8- روزنامه اطلاعات مورخ 5 تير نيمه شب گذشته پاسبان كلانترى 25، دوشيزهاى 16 ساله را كه كنار خيابان خوابيده بود به كلانترى بردند، او خود را پروين فرزند فلان معرفى كرد. اين دختر گفت: جوانى به نام سعيد مرا اغفال كرده و با من نزديك شده و پدر و مادرم مطلع شدهاند و مرا از خانه بيرون كردهاند.9- ساعت 40/11 دقيقه در خيابان عين الدوله فرياد دخترى كه از مدرسه بيرون مىآمد به گوش رسيد كه سوختم. مردم او را به بيمارستان شفا بردند معلوم شد جوانى به نام مهدى همايون به وى اظهار عشق مي كند و دختر نمىپذيرد. جوان تصميم مي گيرد صورت دختر را جورى كند كه هيچ كس به او نگاه نكند، لذا مقدارى اسيد تهيه و به صورت دختر پاشيد و صورتش را از بين برد.10- مردى 30 ساله داراى زن و بچه، خواهر زنى داشت. از شهر ديگر به ديدار خواهر آمد، اتفاقا خواهرش نبود. شوهر خواهر از اين خواهر زن مسافر پذيرايى كرد، شام خوردند، پيشنهاد سينما كرد، پذيرفتند، با هم سينما رفتند و برگشتند. هركدام در اطاقى خوابيدند. در اواخر شب مرد پاشد زنش كه نبود، خواهر زن در اطاق ديگرى بود. آهسته آهسته بالاى سر او رفت و قصد بد داشت. زن بيدار شد و نپذيرفت. شوهر خواهر تيغ بزرگى به دست گرفت و تهديد به قتل كرد. زن از ترس حاضر شد، ولى شرط كرد كه تيغ را به او دهد. مرد تيغ را به زن داد و همين كه بناى كار بد گذاشت زن ناگهان تيغ را زد و شوهر خواهر خود را از مردى انداخت. اين است نتيجه روشنفكرى و عمل نكردن به دستورات اسلام.[روزنامه اطلاعات 9033 به نقل از كتاب زن و آزادى].اسلام مىفرمايد: زن و مرد در مكان خلوت نباشند، حتى در حال نماز و عبادت.9. جاسوس زن اسرائيلي- زن، وسيله جاسوسى مىشود: در كتاب زن و آزادى مىنويسد: زماني كه سوريه با اسرائيل جنگ مىكردند حكومت سوريه اسلحه از ايتاليا خريد و افسرى را با ده سرباز فرستاد ايتاليا تا كشتى اسلحه را وارد كند. اسرائيل فهميد. زن بسيار زيبايى را فرستاد. تا وسيله خود را در كشتى نهد. به قصد مسافرت او سوار كشتى اسلحه شد. خود را به هر رنگى نشان افسر كشتي كه رهبري كشتى را داشته داد و دل افسر را ربود. خلاصه وقتى افسر مىخواهد در بندر سوريه لنگر اندازد زن يهودى قصد بندرگاه اسرائيل داشت. افسر نامزد دلباخته كشتى را به بندر اسرائيل برده واسلحه هائى كه ازپول مردم مسلمان تهيه شده بود در آن موقع حساس جنگ به دولت يهودى داده شد توسط حيله و جلوه گري زن زيبا. الان نيز متوجه هستند؛ اگر متفكرى و روشنفكرى را دريابند كه آينده خوبى داشته باشد دلش را با زن مىبرند. شايد ايجاد مدارس مختلط براى مشغول كردن فكر عزيز كشورهاى اسلامى باشد كه از غرب الهام مىگيرند.10. ناصرالدين شاه ومسافرت به اروپاهمين كه ناصرالدين شاه تصميم گرفت با همسرش به اروپا برود؛ آيتا... ملاعلى كنى تلگراف زد كه اگر چنين كنى تو را به تهران راه نخواهيم داد. و به خاطر اين بدعت سپهسالار (نخست وزير) را بايد عزل كنى. ناصرالدين شاه ترسيد، نخست وزير را عزل و همسرش را در گيلان گذاشت و تنها به سفررفت.[اطلاعات 8/2/
?فيلسوف | 1387/12/4 |
پیوند
| 0 نظر |
ارسال نظر