1. افسردگي1. فوايد ياد خدا :انسان در برابر جهان و حوادث تلخ و طاغوتها آرام است.وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ[كهف/14].أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها[قصص/10].فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ[طه/72].وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه[يوسف/24].قَالَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ(ع):لَوْ مَاتَ مَنْ بَينَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ يكونَ الْقُرْآنُ مَعِي[كافى، ج2، ص602].در حال حاضر بيش از 200 نوع بيمارى روانى، طبقه بندى شده است. واز 500 ميليون بيمار روانى در سراسر دنيا 200 ميليون نفر را مبتلايان به افسردگى تشكيل مىدهند. پس از آن، اضطراب وبيماريهاى روان تنى درجات دوم و سوم را به خود اختصاص مىدهند. اضطراب را تقريبا مادر اكثر بيمارى ها مىدانند؛اضطراب يك حالت مبهم نگرانى و دلهره است كه در وضعيت ظاهرى، فرد نمىتواند علت آن را بفهمد. اين حالت با تپش قلب، گاهى احساس ضعف در بدن و عرق كردن به خصوص كف دست ها، حالت تهوع، استفراغ، اسهال، سردرد، تكرار ادرار، لكنت زبان و... مشخص مىشود. كه در صورتى كه دقيق بررسى شود علل آن مشخص مىگردد.افسردگى، بيمارى ديگرى است كه از شايع ترين بيمارىها است. اين بيمارى با علايم ياس و نااميدى، در خود فرورفتگى، بى اشتهايى، اشكال در خواب و در رفتار جنسى، گوشهگيرى و انزواگزينى ديده مىشود. علل اين نوع بيمارى، كم انگارى و احساس حقارت است. در موارد شديدتر، اين گونه بيماران تمايل به خودكشى دارند كه تعدادى از آنها دست به اين كار مىزنند و متاسفانه از بين مىروند.عدهاى از روان شناسان اضطراب و افسردگى را ناشى از يك تفكر غير منطقى مىدانند كه عمدتا در طول زندگى آموخته شده است. اين عده اعتقاد دارند كه وقتى تفكرى غلط بود رفتار غلط را در پى خواهد داشت و افراد مضطرب و افسرده عمدتا تفكرات غلط دارند.2. علت افسردگي وراه هاي درمان:1. توقّعات نادرست:2. تفكر اينكه همه چيز بايد بر وفق مراد باشد و 100 درصد همه كارها درست انجام شود. به عبارت ديگر تفكر همه يا هيچ. اين افراد مىگويند يا نبايد كارى انجام شود و يا اگر قرار شد كارى انجام شود بايد 100 درصد درست انجام گردد و چون چنين وضعيتى هميشه امكان ندارد، لذا در موارد متعددى با شكست مواجه مىشوند و افسرده مىگردند و قبل از شروع به كار و در هنگام كار با تفكر تكرار شونده اينكه نكند موفق شونم در اضطراب به سر مىبرند و در اثر اضطراب زياد و فرو خوردن خشم و عصبانيت بيش از حد به بيمارى جسمى فشار خون، زخم معده، سردرد و... مبتلا مىشوند كه به نام بيماريهاى روان تنى موسوم هستند.چرا همه چيز بر وفق مراد نيست؟درمان:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):ما لا يدرك كله لا يترك كله[عوالي اللآلي، ج4، ص58].قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):أَيهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ[نهجالبلاغه، خطبه 201].2.تفكر غلط اينكه همه افراد اجتماع ضرورتا بايد او را دوست بدارند يا به عبارت ديگر همه كس بايد از او راضى باشند و حتى يك نفر ناراضى، اضطراب دائمى را براى فرد به وجود مىآورد و رفتار غير منسجم و مطابق ميل ديگران را انجام مىدهد و هر روز به رنگى در مىآيد.چرا همه مرا دوست ندارند؟درمان:مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلّهِ وَ مَلائِكتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ[بقره/98].إِنَّ الَّذِينَ يكفُرُونَ بِآياتِ اللّهِ وَ يقْتُلُونَ النَّبِيينَ بِغَيرِ حَقٍّ[آل عمران/21].يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكونُوا كالَّذِينَ آذَوْا مُوسى[احزاب/69].3.عدم استقبال مردم.درمان:فَما آمَنَ لِمُوسى إِلاّ ذُرِّيةٌ مِنْ قَوْمِهِ[يونس/83].4. عدهاى هميشه نتيجهگيرى شتاب زده دارند، مثلاً سلام نكردن فردى يا پاسخ سلام ندادن فردى را حمل بر بى اعتنائى به خود مىدانند و اين موضوع را آنقدر در ذهن خود بزرگ مىكنند كه بمانند بهمنى مىشود و خود را زير فشار اين بهمن گونهها خرد مىكند. آنها احتمالا ديگرى را كه ممكن است متوجه نشده باشد يا گرفتار بوده و نشنيده يا نديده كمتر مورد توجه قرار مىدهند؛ اين گونه آدمها عمدتا چنين تفكرى را دارند و بالنتيجه هميشه از اين و آن مىترسند و غمگين و مضطرب و افسرده مىشوند. چنين تفكراتى كم نيستند و بسيارند.درمان:1-يدْرَونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيئَةَ[رعد/22].افسردگي، صفحه 22-ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ السَّيئَةَ[مومنون/96].3- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):قَالَ الرَّسُولُ الصَّادِقُ (ص) إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْعَبْدَ وَ يبْغِضُ عَمَلَهُ[نهجالبلاغه، خطبه 154].4-ما لَنا لا نَرى رِجالاً كنّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الأَْشْرارِ[ص/62].5-وَ الَّذِينَ يجْتَنِبُونَ كبائِرَ الإِْثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يغْفِرُونَ[شورى/37].6-وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى الأَْرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً[فرقان/63].7-لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَي يدَك لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يدِي إِلَيك لأَِقْتُلَك إِنِّي أَخافُ اللّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ[مائده/26].8- قَالَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ(ع):اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ ، وَ أَجْزِي مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرِّ، وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ، وَ أُكافِي مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَةِ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكرِ، وَ أَنْ أَشْكرَ الْحَسَنَةَ، وَ أُغْضِي عَنِ السَّيئَةِ.[صحيفه سجاديه، دعاى 20].2.افكار نادرست:1.اين تفكر غلط كه بسيارى از مردم، شرور و بد ذات هستند و بايد به شدت تنبيه شوند و مطلق گرايى درباره اينكه اگر شرى و بدى باشد بسيارنگران كننده است، لذا صاحبان چنين تفكرى هميشه مضطرب، بدبين و ناراحت هستند.خيال مىكند مردم همه بد هستند؟درمان:قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يفْسِدُ فِيها وَ يسْفِك الدِّماءَ[بقره/30].و يا عدهاى تفكر تعميم مبالغه انگيز منفى دارند؛ بدين صورت كه آنها فكر مىكنند كه همه آدمها شرور و بد هستند و همه سر و ته يك كرباسند، و اين ديد منفى اغراق انگيز را مرتباً تعميم مي دهند و در ذهن خود مرور مىكنند. بديهى است كه چنين ديدى آنها را از جامعه منزوى مىكند، و به حد افسردگى و بيماريهاى روانى ديگر مىكشاند.درمان:1. "يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يرْتَدَّ مِنْكمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يحِبُّهُمْ وَ يحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُومِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ لا يخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِك فَضْلُ اللّهِ يوتِيهِ مَنْ يشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ" مائده/54.2- برادران، يوسف را در چاه انداختند، ولى بيگانگان او را بيرون آوردند.2.خيال مىكند همه عوامل بدبختى در بيرون او است.درمان:وَ ما أَصابَكمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كسَبَتْ أَيدِيكمْ وَ يعْفُوا عَنْ كثِيرٍ[شورى/30].و يا سنت و عادات و رسوم نياكان، فكر او را آزار مىدهد.عدهاى وقايع گذشته را باعث بدبختي هاى خود مىدانند و لذا خود را براى مقابله با مشكلات مجهز نمىكنند و تلاش كمترى را براى برداشتن موانع دارند و بالطبع عوارض نامطلوب روانى را بايد متحمل شوند.درمان:زن فرعون همه سنتها را شكست و در قرآن، انبيا سنت شكن بودند.3. عدهاى در ارتباط با مسائل و چيزهاى ترس آور به شدت ناراحت و نگران هستند و مرتبا آنرا به تاخير مىاندازند، مثلاً ترس از امتحان باعث امتحان ندادن و غيبت كردن، ترس از عمل جراحى به تاخير انداختن آن و در نتيجه يك سيكل معيوب هميشه تكرارمىشود. از ترس اقدام نمىكند:درمان:1- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ[نهجالبلاغه، حكمت 175].2- آشنايى با تاريخ كساني كه به استقبال خطر رفتند.4. عدهاى معتقدند كه براى هر مشكلى تنها يك راه حل وجود دارد و اگر در آن راه حل به نتيجه نرسند بسيار وحشتناك خواهد بود. وهمين كه يك راه بسته شد همه راهها را بسته مىپندارند.درمان:يرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لا يحْتَسِبُ[طلاق/3].بَلْ يداهُ مَبْسُوطَتانِ[مائده/64].تمام معجزات و كرامات براى بازگذاشتن راههاى ديگر است.3. اعمال نادرست:1. گناهدرمان:غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ[غافر/3].إِنَّ الْحَسَناتِ يذْهِبْنَ السَّيئاتِ[هود/114].افسردگي، صفحه 32. تكيه بر ديگران:عدهاى تكيه به افراد قدرتمند را هميشه در فكر خود مىپرورانند. بنابراين، اين گونه افراد هيچ گاه اعتماد به نفس نخواهند داشت و هميشه زندگى انگلوار و متكى به ديگران را دارند و عوارض متعدد و سوء ديگرى بر آنان تحميل خواهد شد.درمان:1-مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِياءَ كمَثَلِ الْعَنْكبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيتاً[عنكبوت/41]. 2-سَآوِي إِلى جَبَلٍ يعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ[هود/43].